{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز وقتی کنارت بودم

دیروز وقتی کنارت بودم
احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها
امنیتی وصف ناپذیر داشت!
احساس گلی را که چیده نشد
و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین
حس می کردم درختی خوشبختم
که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد
و گاه خودم را رودی آزاد می دیدم
بی هیچ سد و معبری...
دیدگاه ها (۱)

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

دیروز وقتی کنارت بودماحساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ...

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

یک دقیقه سکوت به خاطر کودکی که سالهاست زنده است اما زندگی نم...

یک دقیقه سکوت به خاطر کودکی که سالهاست زنده است امازندگی نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط