{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Name : اشک در آغوش گلبرگ

Name : اشک در آغوش گلبرگ
شالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زدم بیرون، با عجله از خیابون ها، جاده ها، پاساژ ها عبور میکردم. همینطور که داشتم به مکان موردنظرم میرفتم چند شاخه گل رز قرمز داخل یک گلفروشی چشمم رو گرفتند و معطل نکردم و چند تا شاخه از اون گل رز ها را خریدم و بعد از گذشت چیزی حدوده 10 دقیقه به مکان مورد نظرم رسیدم، گل ها را پشت سرم قایم کردم و به سمته نیمکتی که جیسونگ اونجا بود رفتم.
چون ایرپاد تو گوشش بود متوجه حضورم نشد و آروم با دستم به سرش زدم، آهنگ رو قطع کرد و گفت...
جیسونگ: وایی مینهو تویی؟ برای یه لحظه قلبم اومد تو دهنم!
چیزی نگفتم و با دسته چپم محکم لپشو کشیدم.
جیسونگ: عاخ چته؟ دردم اومد!! با لپای نازنینم چیکار داری بچه گربه؟
مینهو: به من چه سنجاب، لپات مثله مارشمالو نرمه و نتونستم جلوی خودمو بگیرم!
جیسونگ: اوکی اوکی ولش چرا انقدر دیر اومدی؟ گربه جون یکم دیگه دیر میومدی از زیر پام چمن سبز میشد!
دوباره لپشو گرفتم و گفتم: میتونی به غر زدنات ادامه بدی سنجاب ولی تضمین نمیکنم که بعدش لپتو گاز نگیرم.
جیسونگ: باشه باشه اصلا خوب کردی دیر اومدی. خوبه الان راضی شدییی؟
بهش یه لبخند دندون نما تحویل دادم و گلی که پشت سرم قایم کرده بودم رو جلوش گرفتم و گذاشتم داخل دستش.
جیسونگ: عرر برام گل خریدی؟ چقدر خوشگله چقدر خوش‌رنگه چقدر خوشبوعه.
مینهو: داشتم از جلوی یه گلفروشی رد میشدم بعد چشمم رو گرفت و برات خریدمش.
جیسونگ: اوه این گربه رمانتیک بازی بلد بوده و من خبر نداشتم؟ ولی زیادی شبیه کاپلا شدیم وای شت..
مینهو: خب مگه کاپل نیستیم-
جیسونگ: چ..چی گفتی؟
مینهو: چیز نه جی..جیسونگ منظورم این نب..ود. وایسا برات توضیح مید..میدم.
بدون هیچ فکری اینو گفتم و اصلا حواسم نبود که جیسونگ نمیدونه مخفیانه عاشقشم وای گند زدی مینهو! الان چه خاکی به سرم بزنم؟ الان که اینو بهش گفتم ازم متنفر میشه، خب الان باید چی بگم بهش؟؟
همینطوری که سعی میکردم یه جوری به جیسونگ توضیح بدم که چرا این حرف رو زدم به صورتش نگاه کردم و دیدم که داره بهم میخنده.
مینهو: چ..چرا داری می..خندی؟
جیسونگ: ببین گربه ای کاش قبل از اینکه به خودت فشار بیاری و دنبال دلیل برای این حرفت باشی بهتره اول از احساساته منم با خبر بشی.
مینهو: عام جیسونگ من واقعا متوجه منظورت نمیشم؟ واضح بگو منم بفهمم.
جیسونگ: مگه تو دوستم نداری؟
مینهو: خب..خب آره چطور مگه؟
جیسونگ: اگه بگم حسمون متقابله و منم دوستت دارم چی؟
مینهو: امکان نداره! الا‌..ن جدی داری میگی؟ باهام شوخی نکن سنجاب واقعا می..میگی؟
جیسونگ: آره آره کاملا جدیم باور کن مینهو من عاشقتم!
مینهو: منم عاشقتم!
ناخودآگاه از چشمام یه قطره اشک ریخت و جیسونگ رو در آغوشم گرفتم و اونم متقابل بغلم کرد.
𝙀𝙉𝘿....
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 :: 𝑴𝒐𝒎𝒎𝒚 𝒋𝒊𝑺𝑼𝑹𝒊
------------------------------------------------
درود بلاا های مامی... خب این اولین کارمه و امیدوارم که ازش خوشتون اومده باشه و اگه جایی ایرادی داشت خوشحال میشم راهنماییم کنید!😝💋
*پلیزز حمایتم کنید قراره براتون چند پارتی هم بزارم-🤓🎀

#minsung
#skz #stay #fiction #writer
دیدگاه ها (۰)

*مامی جیسوری صحبت میکنه🗣🎀خب خب نانازبلا های مامی خواستم بگم ...

00:00it's my day 🎂¹⁵ years under the same sky 🌙و این یعنی من...

#theheartofsea #ninethpart#Minsungولی مینهو باهوش تر از این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط