{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصریک جمعه دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم که چراعشق به انسان

عصریک جمعه دلگیر،دلم گفت بگویم بنویسم که چراعشق به انسان نرسیده است؟
چراآب به گلدان نرسیده است چرالحظه باران نرسیده است؟
وهرکس که دراین خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است وغم عشق به پایان نرسیده است.بگوحافظ دلخسته زشیرازبیایدبندیسدکه هنوزم که هنوزاست چرایوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟
چراکلبه احزان به گلستان نرسیده است؟
دل عشق ترک خورد،گل زخم نمک خورد،زمین مرد،زمان برسردوشش غم واندوه به انبوه فقط برد،فقط بردزمین مرد،خداوندگواه است،دلم چشم براه است،ودرحسرت یک پلک نگاه است،ولی حیف نصیبم فقط آه است،وهمین آه خدایا برسدکاش به جایی،برسدکاش صدایم به صدایی،
عصراین جمعه دلگیروجودتوکناردل هربیدل آشفته شودحس،توکجایی گل نرگس که شوداین دل من کاش فدایی...

#-یامهدی-ادرکنی
دیدگاه ها (۷)

عصريك جمعه دلگيردلم گفت بنويسم كه چراعشق به انسان نرسيده است...

عصر یک جمعه ی دلگیر،دلم گفت بگویم،بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه‌ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به سامان...

#یااباصالح_المهدی_عجعصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویس...

دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب ب...

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

عصر یک جمعه دلگیر  دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان ن...

#تلنگر_مهدوی_راه_رسیدن_به_معرفتعصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت 👇...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط