ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را

ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را
مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را
ز وجود خود ملولم قدحی بیار ساقی
برهان مرا زمانی ز خودی خود خدا را
بخدا که خون رز را به دو عالم ار فروشیم
بخریم هر دو عالم بدهیم خون بهارا
پسرا ز ره ببردی به نوای نی دل من
به سرت که بار دیگر بسرا همین نوا را
من از آن نیم که چون نی اگرم زنی بنالم
که نوازشی است هر دم زدن تو بینوا را
دل من به یارب آمد ز شکنج بند زلفت
مشکن که در دل شب اثری بود دعا را
طرف عذار گلگون ز نقاب زلف مشکین
بنمای تا ملامت نکنند مبتلا را
همه شب خیال رویت گذرد به چشم سلمان
که خیال دوست داند شب تیره آشنا را
دیدگاه ها (۲۱)

ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم تو سیه گیسو کردی چون م...

تقدیم به همدمم:🌸🧿🫀ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردمتو پریشا...

نخست نغمهٔ عشاق فصل گل این استکه داغ لاله رخان به ز باغ نسری...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزدبه سایه آب رخ آفتاب می‌ریزدزب...

گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم🌸همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دا...

علی ای همای رحمت

🌷شعر شهریار در وصف امام علی(ع)...🌷

#یاعلی🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط