{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بی زاریم

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بی زاریم
نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم

آوار پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزیم ؟
هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟

تشویش هزار « آیا » وسواس هزار « اما »
کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ ، از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف ، خشکیده و بی باریم

دردا که هدر دادیم ، آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی بُرّیم ، ابریم و نمی باریم

ما خویش ندانستیم ، بیداری مان از خواب
گفتند که بیدارید ، گفتیم که بیداریم !

من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
امّید رهایی نیست ، وقتی همه دیواریم
دیدگاه ها (۲)

عاشقی با تو قشنگ است بیا دل بدهیم فکر کن ! قافیه تنگ است بیا...

تا لحظــۂ مـــرگپــاے تو مے مــانمتا جاڹ بدهــم...بـراے تو ...

امروز مےتـونه روز قشنگے باشه..اگـر ما هـــــنر ایـــن رو داش...

آباد تو بودم و خرابم کردی،یک زنده که تو مرده حسابم کردی،با ش...

عاشقانه های شبنم

دیوااااار. .از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت ...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب سخ...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه تاب س...

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه میل سخن...

.از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط