{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوااااار

دیوااااار

. .از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریم


نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم


آوار  پریشانــی‌ست ،  رو  ســوی چـــه بگریزیم؟


هنگامه ی حیرانی‌ ست، خود را به که بسپاریم؟


تشویش هزار " آیا"، وسواس هزار "اما"


کوریم و نمی‌بینیم ، ورنه همه بیماریم .
دوران شکوه بـــاغ از خاطرمان رفتــه‌ ست


امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم


دردا کــه هدر دادیم آن ذات گرامی را


تیغیم و نمی‌ بریم، ابریم و نمی‌ باریم


ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب


گفتند کــه بیدارید؟ گفتیم کـه بیداریم


من راه تــو را بسته، تـــو راه مرا بسته


امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
دیدگاه ها (۶)

نمی فهمد کسی ؟؟؟ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ... ﻧﻤﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﮐﺴﯽﻟﺤﻈﻪ...

چرا از مرگ می ترسیدچرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانیدچر...

باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیستسقف حرم و مسجد و میخانه ی...

ﯾﮏ ﺑﻬﺎﺭ ﺩﻭﺭ.... ..ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺗﻮوووو ،ﺗﺎ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺧﯿﺎﻝ.... ﺍﺯ ﯾﮏ ﺑﻬ...

عاشقانه های شبنم

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی ، نه میل ...

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی ، نه میل س...

از زمزمــــه #دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، نه ت...

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی ، نه میل س...

.‍ از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریمنه طاقت خاموشی، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط