فقر یعنی
فقر یعنی
وقتی علیخانی از کودک میپرسد چه ارزوی داری
پسرک کاری میگوید من ارزوی ندارم چون وقت نداشتم بهش فکر کنم
فقر یعنی
وقتی حسینی در خیابان از ان بچه گونی به پشت میپرسد اسم تو چیست میگوید شیرین
مجری میگوید پس چرا لباس پسرونه پوشیدی
شیرین میگوید از ترس جانم از ترس شرفم
مجری میگوید چه میکنی میگوید برای پدر مادر بیمارم زباله جمع میکتم تا با فروش ان خرج دعوا دکتر بدهم
مجری پرسید ارزویت چیست
شیرین گفت همه بدبخت های عالم روزی خوشبخت شوند
فقر یعنی
مرد بی کار و بی کسی که برای درمان که نه زنده ماندن دختر سرطانی خود همه را ه ها را طی کرد تا چاره را در فروختن کلیه یافت
پرسیدند ارزویت چیست
با چشمانی اشک بار گفت "دخترم"
فقر یعنی
مادر تنها که برای سیری شکم کودکان خود تن فروشی نه از میان خرابه ها لاشه سگ را انتخاب کرد ان هم برای سیری شکم فرزندانش
از او پرسیدند ارزویت چیست
مادر در سکوت به فکر فرو رفت
وقتی علیخانی از کودک میپرسد چه ارزوی داری
پسرک کاری میگوید من ارزوی ندارم چون وقت نداشتم بهش فکر کنم
فقر یعنی
وقتی حسینی در خیابان از ان بچه گونی به پشت میپرسد اسم تو چیست میگوید شیرین
مجری میگوید پس چرا لباس پسرونه پوشیدی
شیرین میگوید از ترس جانم از ترس شرفم
مجری میگوید چه میکنی میگوید برای پدر مادر بیمارم زباله جمع میکتم تا با فروش ان خرج دعوا دکتر بدهم
مجری پرسید ارزویت چیست
شیرین گفت همه بدبخت های عالم روزی خوشبخت شوند
فقر یعنی
مرد بی کار و بی کسی که برای درمان که نه زنده ماندن دختر سرطانی خود همه را ه ها را طی کرد تا چاره را در فروختن کلیه یافت
پرسیدند ارزویت چیست
با چشمانی اشک بار گفت "دخترم"
فقر یعنی
مادر تنها که برای سیری شکم کودکان خود تن فروشی نه از میان خرابه ها لاشه سگ را انتخاب کرد ان هم برای سیری شکم فرزندانش
از او پرسیدند ارزویت چیست
مادر در سکوت به فکر فرو رفت
- ۲.۲k
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط