فقر
فقر
فقر یعتی
مجری نصف شب در خیابان از کودک گونی به پشت پرسید اسم تو چیست
میگوید شیرین
مجری میگوید پس چرا لباس پسرونه پوشیدی
شیرین میگوید از ترس جانم ازترس شرفم
مجری میگوید چه میکنی
شیرین میگوید زباله جمع میکنم تا با فروش ان پول دعوا دکتر پدر مادرم را بدهم
مجری پرسید ارزویت چیست
شیرین با خنده گفت تمام بدبخت های دنیا روزی خوشبخت شوند
فقر یعنی مادر بی کس که یرای " زنده ماندن نه گذر زندگی " صبح تا غروب میخ صاف میکند کیلویی 750تومن
که ماهی میشود 22هزارتومن پول 5بسته سیگاری که خیلیها هفته ب هفته دود میکنند
از کودک این مادر پرسیدند ارزویت چیست
کودک گفت""" دیدن روزی که مادرم شاد است"""
فقر یعنی
پدری بی نوا برای زنده ماندن دختر سرطانی خود همه راه ها را طی کرد
تابرایش راهی جز فروختن کلیه نماند وقتی از اوپرسیدند ارزویت چیست
با گریه گفت دخترم
فقر یعنی
مادری بی پناه برای سیری کودکانش تن فروشی نکرد و از خرابه های این شهر لاشه سگ را برای سیری کودکان انتخاب کرد
وقتی از اوپرسیدند ارزویت چیست
مادر در سکوت فرو رفت
فقر یعتی
مجری نصف شب در خیابان از کودک گونی به پشت پرسید اسم تو چیست
میگوید شیرین
مجری میگوید پس چرا لباس پسرونه پوشیدی
شیرین میگوید از ترس جانم ازترس شرفم
مجری میگوید چه میکنی
شیرین میگوید زباله جمع میکنم تا با فروش ان پول دعوا دکتر پدر مادرم را بدهم
مجری پرسید ارزویت چیست
شیرین با خنده گفت تمام بدبخت های دنیا روزی خوشبخت شوند
فقر یعنی مادر بی کس که یرای " زنده ماندن نه گذر زندگی " صبح تا غروب میخ صاف میکند کیلویی 750تومن
که ماهی میشود 22هزارتومن پول 5بسته سیگاری که خیلیها هفته ب هفته دود میکنند
از کودک این مادر پرسیدند ارزویت چیست
کودک گفت""" دیدن روزی که مادرم شاد است"""
فقر یعنی
پدری بی نوا برای زنده ماندن دختر سرطانی خود همه راه ها را طی کرد
تابرایش راهی جز فروختن کلیه نماند وقتی از اوپرسیدند ارزویت چیست
با گریه گفت دخترم
فقر یعنی
مادری بی پناه برای سیری کودکانش تن فروشی نکرد و از خرابه های این شهر لاشه سگ را برای سیری کودکان انتخاب کرد
وقتی از اوپرسیدند ارزویت چیست
مادر در سکوت فرو رفت
- ۴.۰k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط