خادم الشهدا:

خادم الشهدا:

‌ ⭕️شهیدی که سر بی تنش سخن گفت :


در جاده بصره خرمشهر شهید "علی اکبر دهقان"
همین طورکه می دویدازپشت
ازناحیه سرمورداصابت قرارگرفت و سرش ازپیکرپاکش جدا شد.
در همان حال که تنش داشت می دوید، سرش روی زمین غلتید.
سرمبارک این شهیدحدود پنج دقیقه فریاد"🥀
🍃 یاحسین،
🍃یاحسین
سر می داد.
همه رزمندگان با مشاهده این صحنه شگفت گریه می کردند🥀
چند دقیقه بعدازتوی کوله پشتی اش وصیتنامه اش را برداشتند، نوشته بود:
اَلسَلامُ عَلیَ الرَأس اَلمَرفُوعَ
خدایامن شنیده ام که
امام حسین (ع) بالب تشنه
شهید شده است،
من هم دوست دارم این‌گونه
شهیدبشوم🥀
خدایاشنیده ام که سر
امام حسین (ع)راازپشت بریده اند، من هم دوست دارم سرم ازپشت بریده بشود.🥀
خدایاشنیده ام سرامام حسین (ع) بالای نیزه قرآن خوانده،
من که مثل امام اسرار
قرآن را نمی دانم،
ولی به امام حسین(ع)
خیلی عشق دارم،
دوست دارم وقتی شهید می‌شوم سر بریده ام به ذکر
یاحسین(ع) باشد...
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است
دادن سر نه عجب،
داشتن سر عجب است
🥀 *بیادشهدا و این شهید عزیز 5 شاخه گل صلوات بر محمد و آل محمد*

🌹راوی دفاع مقدس نظری محبوب


‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌
•┈•✾❀🕊پࢪواز عاشقاݩ❀✾•┈•

•⁦✨⁩⁩⃟⸾♥️⇜@Parvaze_ashghan
دیدگاه ها (۳)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

عاشقان راسر شوریده به پیکر عجب است💔🕊🥀دادن سر نه عجب داشتن سر...

‌🟣 پایان این بی‌غیرتی کجاست؟!هیئت دیپلماتیک کوبا هنگام سخنرا...

#چند_خاطره🔸چند روایت کوتاه از زندگی شهید محمود مظاهری🌼 #مبار...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط