تسکین بده قرار دل بی قرار را
تسکین بده قرار دل بی قرار را
با ندبه تازه کن این غم انتظار را
«این السبیل» و اشرق الی بنورک
تا در میان راه بیابم دیار را
تنها نشسته ،خسته ،پریشان و نا امید
چشمم براه تا که ببینم سوار را
یک عمر خوانده ام «ارنی الطلعة الرشید»
در خواب لااقل بده این افتخار را
انت الرسول ،انت امیر، انک الغدیر
برگرد از حرا و بکش ذوالفغار را
کم استغیث؟ این ؟متی ؟لیت؟ سیدی ؟
پایان بده جدایی چشم انتظار را
آنقدر جمعه های نبود تو بوده است
زیر سوال برده حساب و شمار را
ای گل بگو که فصل شکوفایی ات کجاست
گم کرده ام میان زمستان بهار را
العجل العجل یا مولا ...
با ندبه تازه کن این غم انتظار را
«این السبیل» و اشرق الی بنورک
تا در میان راه بیابم دیار را
تنها نشسته ،خسته ،پریشان و نا امید
چشمم براه تا که ببینم سوار را
یک عمر خوانده ام «ارنی الطلعة الرشید»
در خواب لااقل بده این افتخار را
انت الرسول ،انت امیر، انک الغدیر
برگرد از حرا و بکش ذوالفغار را
کم استغیث؟ این ؟متی ؟لیت؟ سیدی ؟
پایان بده جدایی چشم انتظار را
آنقدر جمعه های نبود تو بوده است
زیر سوال برده حساب و شمار را
ای گل بگو که فصل شکوفایی ات کجاست
گم کرده ام میان زمستان بهار را
العجل العجل یا مولا ...
- ۲.۱k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط