{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شد

عشق خود از من گرفت و همدمم دیوار شد

عاشقش بودم ولی با رفتنش احساس من

در کنار پنجره با یاد او آوار شد

کاش گاهی بگذرد از کوچه ی دنیای من

عمر من پایان گرفت و حسرتم دیدار شد

این دل دلخسته و عاشق در این دریای فکر

عاقبت تنها شد و پیشانی اش تب دار شد

در تب عشقش مداوم سوختم اما دلم

با همه عاشق کشی ها باز هم بی یار شد

در پس دیوانگی هایی که کردم در پی ات

پشت سر گفتی فلانی فاقد رفتار شد

کاش قاضی حد زند این عاشق وابسته را

تا که شاید عقل من از خواب شب بیدار شد !!

دیدگاه ها (۴)

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر را!یک خط کش این دستمان...

...

گاندی خطاب به همسرش چه زیبا نوشت: خوبِ من ، هنر در فاصله ها...

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی آنها چاره ای ند...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

.دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همد...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط