وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت..
ᴘᴀʀᴛ 9
ویو ملودی
همینطور داد میزدم که یه مردی اود. چهرش اشناست.. اون؟ اون داییمه. مامانم یه داداش داشت که خیلی از من متنفره.
ملودی: دایی؟
سانی: خوبه شناختی ولی من دایی تو نیستم دختره ی قاتل
ملودی: چرا همش میگی قاتل
سانی: چون باعث مرگ خواهرم شدی حالا کاری میکنم که از به دنیا اومدنت پشیمون شی
ملودی: چی
یهو اومد سمتم دستمو باز کردو پرتم کرد رو زمین، دیدم چندتا مرد اومدن
سانی: بزنیدش جوریه بزنیدش که زجر کشیدنشو ببینم
ویو جیهوپ
یک ساعت بعد رسیدیم به ادرسی که فرستاده بود. بیرون از شهر بودیم یه انبار متروکه بود.
جونگکوک: هیونگ اینجاست؟
جیهوپ: ادرس اینجارو اورد پس حتما اینجاست
شوگا: چرا وایسادین بریم تو پیداش کنیم دیگه
رفتیم تو انبار. دیدم یه مردی رو صندلی نشسته. اون.. اون سانی بود. برادر دلارا.
جیهوپ: سانی؟
سانی: خوشومدی داماد
جیهوپ: بچه من کجاست(داد، عصبی)
سانی: اهه منظورت اون قاتله(کلافه)
جیهوپ: درباره دخترم درست حرف بزن
سانی: میخوای ببینیش؟
جیهوپ: اره کجاست
سانی: بیارینش(داد)(روبه بادیگارداش)
یهو دیدم ملودی رو اوردن.. چرا.. چرا تمام خونیه.. نه.. نه
سانی: بیا اینم دخترت ببرش(نیشخند)
یهو ملودی رو پرت کردن رو زمین. تا خواستیم بریم سمت ملودی یهو روبه ملودی اسلحه کشید.
سانی: جلو نیاید(داد)
جیمین: میخوای چیکار کنی (ترس)
سانی: کاری رو باهاش کنم که با خواهرم کرد
نامجون: نه نه مگه دیوونه شدی
سانی: باشه پس انقدر زجرش میدم تا خودش بمیره
یهو شروع کردن به زدن ملودی. جوری میزدنش تا دخترکمو بکشن
جیهوپ: نکن... حرو//مزاده نکن(داد)
جونگکوک: بیشرف اون یه دختر بچست(داد)
تهیونگ: نکن بی//ناموس(داد)
(جوری ملودی رو زدن که سرتاپاش خونیه)
همین طور داشت ملودی رو میزد که صدای اژیر پلیس اومد.. همه بادیگارداش فرار کردن
جیهوپ: ملودی.. ملودی دخترم بدو بیا
ویو ملودی
بزور بلند شدمو دوییدم سمت بابام.. یهو درد بدی تو قفسه سینم احساس کردم..
ویو جیهوپ
ملودی داشت میومد سمتم که یهو وایساد.. چییی؟ این صدای شلیک گلوله بود؟ نه.. امکان نداره..
یهو دیدم ملودی افتاد. دوییدیم سمتش. گرفتمش تو بغلم..
جیهوپ: دخترم نازم.. دخترکم..(گریه)
ملودی: بابا.. (ضعیف)
جیهوپ: جون بابا(گریه)
ملودی: بابا منو ببخش.. کاش من بدنیا نمیومدم.. کاش اون شب من جای مامانم میمردم.. بابا من از خودم بدم میاد.. از خودم متنفرم.. الان خوبه حداقل میرم پیش مامان.. منو ببخش.. ببخشید من باعث مرگ مامانم..(ضعیف)
جیهوپ: نه لطفا اینارو نگو(گریه)
ملودی: بابایی.. خوابم میاد(ضعیف)
جیهوپ: نه نه دورت بگردم نخواب(گریه)
اون دستای نازشو اورد رو صورتم گذاشت..
ملودی: بابایی.. منو ببخش.. خیلی دوست دارم
یهو دستاش شل شدو افتاد.
جیهوپ: ملودی.. ملودی.. دخترکم.. نفسم.. نه..(داد، گریه)
جیهوپ: ملودی نهههههه ترکم نکن نروووو(عربده، گریه)
جیهوپ: دخترکم منو تنها نزار.. التماست میکنم منو تنها نزار(عربده، گریه)
جیهوپ: ملودییییییی(عربده، گریه)
نامجون: جیهوپ(بغض)
جیهوپ:دخترم.. (گریه)
شوگا: بلند شو(بغض)
جیهوپ: نفس نمیکشه(عربده،گریه)
جونگکوک: هیونگ بلند شو ملودی.. رفت(بغص)
ویو من
اعضا جیهوپ رو بزور بلند کردن بردن سوار ماشین کردن.
(چند سال بعد)
ویو جیهوپ
جیهوپ: دخترم.. نفسم.. خوشگلم.. حالت خوبه؟ مامانت خوبه؟ خیلی دلم برات تنگ شده.. امیدوارم اونجا با ارامش زندگی کنی.. خیلی خیلی دوست دارم.(بغض) (سر قبر ملودی)
ویو من
خب ملودی کوچولوی ماهم باباش و داداشش رو تنها گذاشتو رفت پیش مامانش..
☆پایان☆
ببخشید دیر شد.. امیدوارم خوشتون اومده باشه♡
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو ملودی
همینطور داد میزدم که یه مردی اود. چهرش اشناست.. اون؟ اون داییمه. مامانم یه داداش داشت که خیلی از من متنفره.
ملودی: دایی؟
سانی: خوبه شناختی ولی من دایی تو نیستم دختره ی قاتل
ملودی: چرا همش میگی قاتل
سانی: چون باعث مرگ خواهرم شدی حالا کاری میکنم که از به دنیا اومدنت پشیمون شی
ملودی: چی
یهو اومد سمتم دستمو باز کردو پرتم کرد رو زمین، دیدم چندتا مرد اومدن
سانی: بزنیدش جوریه بزنیدش که زجر کشیدنشو ببینم
ویو جیهوپ
یک ساعت بعد رسیدیم به ادرسی که فرستاده بود. بیرون از شهر بودیم یه انبار متروکه بود.
جونگکوک: هیونگ اینجاست؟
جیهوپ: ادرس اینجارو اورد پس حتما اینجاست
شوگا: چرا وایسادین بریم تو پیداش کنیم دیگه
رفتیم تو انبار. دیدم یه مردی رو صندلی نشسته. اون.. اون سانی بود. برادر دلارا.
جیهوپ: سانی؟
سانی: خوشومدی داماد
جیهوپ: بچه من کجاست(داد، عصبی)
سانی: اهه منظورت اون قاتله(کلافه)
جیهوپ: درباره دخترم درست حرف بزن
سانی: میخوای ببینیش؟
جیهوپ: اره کجاست
سانی: بیارینش(داد)(روبه بادیگارداش)
یهو دیدم ملودی رو اوردن.. چرا.. چرا تمام خونیه.. نه.. نه
سانی: بیا اینم دخترت ببرش(نیشخند)
یهو ملودی رو پرت کردن رو زمین. تا خواستیم بریم سمت ملودی یهو روبه ملودی اسلحه کشید.
سانی: جلو نیاید(داد)
جیمین: میخوای چیکار کنی (ترس)
سانی: کاری رو باهاش کنم که با خواهرم کرد
نامجون: نه نه مگه دیوونه شدی
سانی: باشه پس انقدر زجرش میدم تا خودش بمیره
یهو شروع کردن به زدن ملودی. جوری میزدنش تا دخترکمو بکشن
جیهوپ: نکن... حرو//مزاده نکن(داد)
جونگکوک: بیشرف اون یه دختر بچست(داد)
تهیونگ: نکن بی//ناموس(داد)
(جوری ملودی رو زدن که سرتاپاش خونیه)
همین طور داشت ملودی رو میزد که صدای اژیر پلیس اومد.. همه بادیگارداش فرار کردن
جیهوپ: ملودی.. ملودی دخترم بدو بیا
ویو ملودی
بزور بلند شدمو دوییدم سمت بابام.. یهو درد بدی تو قفسه سینم احساس کردم..
ویو جیهوپ
ملودی داشت میومد سمتم که یهو وایساد.. چییی؟ این صدای شلیک گلوله بود؟ نه.. امکان نداره..
یهو دیدم ملودی افتاد. دوییدیم سمتش. گرفتمش تو بغلم..
جیهوپ: دخترم نازم.. دخترکم..(گریه)
ملودی: بابا.. (ضعیف)
جیهوپ: جون بابا(گریه)
ملودی: بابا منو ببخش.. کاش من بدنیا نمیومدم.. کاش اون شب من جای مامانم میمردم.. بابا من از خودم بدم میاد.. از خودم متنفرم.. الان خوبه حداقل میرم پیش مامان.. منو ببخش.. ببخشید من باعث مرگ مامانم..(ضعیف)
جیهوپ: نه لطفا اینارو نگو(گریه)
ملودی: بابایی.. خوابم میاد(ضعیف)
جیهوپ: نه نه دورت بگردم نخواب(گریه)
اون دستای نازشو اورد رو صورتم گذاشت..
ملودی: بابایی.. منو ببخش.. خیلی دوست دارم
یهو دستاش شل شدو افتاد.
جیهوپ: ملودی.. ملودی.. دخترکم.. نفسم.. نه..(داد، گریه)
جیهوپ: ملودی نهههههه ترکم نکن نروووو(عربده، گریه)
جیهوپ: دخترکم منو تنها نزار.. التماست میکنم منو تنها نزار(عربده، گریه)
جیهوپ: ملودییییییی(عربده، گریه)
نامجون: جیهوپ(بغض)
جیهوپ:دخترم.. (گریه)
شوگا: بلند شو(بغض)
جیهوپ: نفس نمیکشه(عربده،گریه)
جونگکوک: هیونگ بلند شو ملودی.. رفت(بغص)
ویو من
اعضا جیهوپ رو بزور بلند کردن بردن سوار ماشین کردن.
(چند سال بعد)
ویو جیهوپ
جیهوپ: دخترم.. نفسم.. خوشگلم.. حالت خوبه؟ مامانت خوبه؟ خیلی دلم برات تنگ شده.. امیدوارم اونجا با ارامش زندگی کنی.. خیلی خیلی دوست دارم.(بغض) (سر قبر ملودی)
ویو من
خب ملودی کوچولوی ماهم باباش و داداشش رو تنها گذاشتو رفت پیش مامانش..
☆پایان☆
ببخشید دیر شد.. امیدوارم خوشتون اومده باشه♡
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #تکپارتی #چندپارتی #وانشات #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۱۰.۲k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط