{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من تنها غریبی،آشنای دیگران

با من تنها غریبی،آشنای دیگران

کاش من هم لحظه ای بودم به جای دیگران

                   از همان روزی که دستان مرا کردی رها ،

                   برگ پاییزم که می افتم به پای دیگران

در نگاه مردم دنیا اسیری ساده ام

در خیال خام خود فرمانروای دیگران

                   عاشقی یکسان اگر با کفر باشد کافرم،

                   یا خدایم فرق دارد با خدای دیگران

زخم های کهنه ام تنها نه از لطف تو است ،

دسترنج روزگار است و دعای دیگران   !

 


#عاشقانه ...
#پاییز ...
دیدگاه ها (۶)

با منِ تنها غریبی، آشِنای دیگرانکاش من هم لحظه‌ای بودم به جا...

با منِ تنها غریبی، آشنای دیگرانکاش من هم لحظه ای بودم به جای...

{..قمار آخرت مرگ است..}

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

دلم گرم است چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه فردا باز...

اینک ، کنار خاطرات خودم ، من نشسته ام باید کتاب زندگی ام را...

بود و غم و درد، سحر بود و صدای نفس خستة یک مرد، که آرام در آ...

خیلی عالیه طولانی هست اما عالیهاگه دلتون شکست و اشکتون جاری ...

با درود وسلام امروز مطالبم رو در قالب داستان و حکایت ارائه م...

شادمهر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط