{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن

یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور
رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟
میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود
اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره
بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش
رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !
دیدگاه ها (۹)

این دقیقا شانس منه :/

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا ها...

دوتا مرده شور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا ...

اخطار یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن ! نرید بخونید بعد فش ...

نرید بخونید به من فش بدیدا !........... .....دوتا مردشور بود...

حتما بخونید:دوتا مرده شور بودن هر جنازه ای میاوردن اینا شکمش...

دو تا مرده شور بودن که هر جنازه ای براشون میاوردن شکمش رو با...

#چرا_ما #فصل_دوم34لارا:سریع رفتم یه ساک برداشتم و چند تا لبا...

چهارمی فک کنم تسخیر شده بود ناموسا#طنز#کلیپ_طنز #کلیپ#کلیپ_و...

خدایا خسته دیگه بسته شدیم 🤣🤣#اپوزیسیون #برانداز_احمق #خطیبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط