ماسوا هست پریشان اباعبدالله

ماسوا هست پریشان اباعبدالله
عاشق و بی سر و سامان اباعبدالله

حق گواه است که پاینده و جاوید شود
هرکه جان داد به جانان اباعبدالله


بی نیاز از دو جهان می کند هر سائل را
کرم و لطف فراوان اباعبدالله

شکر لله که از بین همه خلق جهان
ما شدیم جزء محبان اباعبدالله

هستی خود همه قربانی حق کرد حسین
هستی ما همه قربان اباعبدالله

همه بیمار و نخواهیم شفا را ز مسیح
چشممان هست به درمان اباعبدالله

به شهان سلطنت هر دو جهان ارزانی
ما گداییم گدایان اباعبدالله

دَرِ این خانه نخوردیم غم روزی را
روزی ماست به دستان اباعبدالله

ما نه تنها به سر سفره او ریزه خوریم
آفرینش همه مهمان اباعبدالله

شاه ما نوکریش سلطنت است پس بی شک
پادشاهند غلامان اباعبدالله

اسم ما را همه در زمره مجانین حسین
بنویسید به دیوان اباعبدالله

پر کشد مرغ دلم نام تورا تا شنوم
تو چه کردی به دلم جان اباعبدالله

ای خدا کاش که در لحظه جان دادن خود
سر گزاریم به دامان اباعبدالله
دیدگاه ها (۱)

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

گاهی توکل متوکل به هادی است . . .

مجید عزیزم! اینجا هوا بس ناجوانمردانه است ؛همسر شهید شهریاری...

به رسم عشق سلامم به زاده ی زهرایگانه سرور و رهبر به کشور دله...

*#نمی‌خواستم_از_آن‌ها_باشم*روزهای شلوغی دی بود. شاکی بود که ...

میثم مطیعی صبح امروز پیش از اقامه نماز عید سعید فطر ابیاتی د...

من با خودم مرور میکنم... د ل ن و ش ت ه؟؟؟ نه دلنوشته کم است،...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انس...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط