{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

65

ویو هلن
همین طور که داشتیم میرقصیدیم
دیدم یه صدایی اومد سریع رفتم سمت صدا
هلن: واییییی نامجون ریدی به گلدون عوففففف
نامی: برات میخرم
هلن: لازم نکرده بجاش میلک شک بخر
دیدم همه جمع شدن یه جا رفتم دیدم شوگا و جیمین دارن شیک میزنن ای خدااااااااااااااا
دوتا زدم در باسنشون
ادم شدن
دیدم جین میکروفن برداشته داره از خودش تعریف میکنههههه؟
ببخشید که من عروسم
رفتم با لنگ زدم در کونش
خودم میکروفن رو گرفتم شروع کردیم به دعوا پ اصلا یادم نبومد میکروفن..... روشنه....
هلن: گمشو بابا
جین: اون بی صاحابو بده من
هلن: بی صاحاب تویی
جین: مو ادب باش
هلن: فوضولیش به تو نیومده
جین: خیلی هم اومده
هلن: خوب به کی.... فم
کیف بود به قران
سریع دوییدم پایین که دیدم ته نشسته سر جای من کوک هم کنارش دارن عروسی میکنن جیمین هم داره عقدشون میکنه هوپ و شوگا هم شاهدن ای خدااااااااا
جیمین تو میکروفن: اقای تهیونگ ایا وکیلم که شما را در عقد اقای جونگ کوک در بیاوردم؟
ته: اره بابا
جیمین: اقای کوک ایا وکیلم که شمارا در عقد اقای تهیونگ در بیاورم
کوک: اره فقط یکم مهریش سنگینه... اخه بی فانوس کی کل بدن رو مهریه میکنه
ته: من
جیمین: ای جان، امضا کنید
هلن: هوی هوی هوی این سنده چوسامنامه
نمیدونم چی چی من کوکه هااا گمشین بینم
جین: دارن عروسی میکنن خوووو
هلن: کوکککککک
از تو بعید بود این موهریه منه ره بده برم
کوک: کاش امضا نمیکردم
هلن: برینننننن
شوگا: نه
هلن: میخوان شام بدنا
همه برو رفتن
دیدم تنگ ماهی شکست
ای خدا من رو با صد من دامن کجا ها که نمیکشونن اینا ای خدااااا یه عروسی خواستم بگیرم خیر سرم
نامجوننننننننن
و به این گونه اعضا قشنگ ریدن تو شب عروسی شاید هم نریدن اینش
نه به من ربط داره نه به تو و بلاخره لحظه ای همه دنبالش بودین
بلاخره عروسی تمام شد عکس ها رو هم گرفتیم و بلاخره رفتیم سوار ماشین شدیم....
(پارت بعد اسماته چی میخوادش؟ 💁🏼‍♀️
دیدگاه ها (۱۵)

پارت ۹|بازی بدون بازگشت ته از جایش بلند شدنفس عمیقی کشیدته:پ...

شاگرد لوس من

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

فیک مافیاها پارت ۳۹ته: بعد غیب شدن رئیس و جیمین هممون همه جا...

پسر بد (59)

پارت۷|بازی بدون بازگشت فک نکنید بخاطر شرط گذاشتم چند روز شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط