پارت۷|بازی بدون بازگشت
پارت۷|بازی بدون بازگشت
فک نکنید بخاطر شرط گذاشتم
چند روز شاید نباشم پس ۲ و۳ پارتشو میزارم. به شرط اینکه حمایت کنین.
جین وارد خونه شد و مستقیم روی مبل ولو شد. چند دقیقه بعد ته هم از اتاقش بیرون اومد یک تیشرت راه راه سفید مشکی با شلوار پارچه ای پوشیده بود.
ته: پشید دیگه
جین: کجا من که تازه اومدم
ته کلید خونه را تو جیبش گذاشت میریم بیرون هوا خیلی خوبه-
کوک با بی حوصلگی از جایش بلند شد.
جین هم پشت سرشان راه افتاد.
کوک که کنار ته راه می رفت وایستاد
بعد دستش را زیر چونه ته گذاشت و جلو آورد
کوک: لبت چیشده؟
ته: لبم؟ مگه چی شده؟
کوک: این کنارش زخم شده
ته صورتش را از دست کوک بیرون آورد پوف فک کردم چی شده-
جین:اونجا چه خبره؟
کوک: تو فضولی نکن
جین: خیلی صمیمی شدی ها
ته: عه مثل بچه ها افتادن به جون هم
کوک: تو دخالت نکن
ته دست هاش رو پشت گردنش گذاشت و راه افتاد.
ته: فقط دنبال من نیاین آبروم میره
کوک زد پشت گردنش:چرت نگو آبرو آبرو تو چی از آبرو حالته
ته: الان داری تهدید میکنی؟ پرو
کوک: عادت میکنی
جین: چرا ادای ته رو درمیاری(خنده)
کوک:رفیق به رفیقش میره
ته:خوب حالا واسه ما فیلسوف شدی
هرسه خندیدن و جلوی یک بستنی فروشی ایستادن...
ادامه دارد
فک نکنید بخاطر شرط گذاشتم
چند روز شاید نباشم پس ۲ و۳ پارتشو میزارم. به شرط اینکه حمایت کنین.
جین وارد خونه شد و مستقیم روی مبل ولو شد. چند دقیقه بعد ته هم از اتاقش بیرون اومد یک تیشرت راه راه سفید مشکی با شلوار پارچه ای پوشیده بود.
ته: پشید دیگه
جین: کجا من که تازه اومدم
ته کلید خونه را تو جیبش گذاشت میریم بیرون هوا خیلی خوبه-
کوک با بی حوصلگی از جایش بلند شد.
جین هم پشت سرشان راه افتاد.
کوک که کنار ته راه می رفت وایستاد
بعد دستش را زیر چونه ته گذاشت و جلو آورد
کوک: لبت چیشده؟
ته: لبم؟ مگه چی شده؟
کوک: این کنارش زخم شده
ته صورتش را از دست کوک بیرون آورد پوف فک کردم چی شده-
جین:اونجا چه خبره؟
کوک: تو فضولی نکن
جین: خیلی صمیمی شدی ها
ته: عه مثل بچه ها افتادن به جون هم
کوک: تو دخالت نکن
ته دست هاش رو پشت گردنش گذاشت و راه افتاد.
ته: فقط دنبال من نیاین آبروم میره
کوک زد پشت گردنش:چرت نگو آبرو آبرو تو چی از آبرو حالته
ته: الان داری تهدید میکنی؟ پرو
کوک: عادت میکنی
جین: چرا ادای ته رو درمیاری(خنده)
کوک:رفیق به رفیقش میره
ته:خوب حالا واسه ما فیلسوف شدی
هرسه خندیدن و جلوی یک بستنی فروشی ایستادن...
ادامه دارد
- ۲.۰k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط