{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی که دلمبه اندازهء تمام غروبها می گیرد

گاهی که دلمبه اندازهء تمام غروبها می گیرد

چشمهایم را فراموش می کنم

اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس

مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست

و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد

و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند

با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست

از دل هر کوه کوره راهی می گذرد

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد

از چهل فصل دست کم یکی که بهار است
دیدگاه ها (۴)

به اندازه ی تمام غروبها می گیرد... چشمهایم را فراموش می ...

گاهی که دلم… به اندازه ی تمام غروبها می گیرد… چشمهایم را ف...

گاهی که دلمبه اندازه ي تمام غروبها می گیردچشمهایم را فراموش ...

نتونی به کسی بگی و به تنهایی با اون دردت کنار بیای...هعی چقد...

عشقم💋‏بگذار منبیشتر دوستت بدارمبیشتر عاشقت باشم،بیشتر بخواهم...

بفرست برای اونی که باید...❤️‍🩹دلتنگی ها فقط یه گوشه‌ی قلبت م...

💔🌹❤🌹💔

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

دوشنبه ایی دیگر هم گذشت...! دوشنبه ها دیگر برایم حال و هوای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط