{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوارها هرقدر هم بلند باشند اسیرت نمی کنند، ما

دیوارها هرقدر هم بلند باشند اسیرت نمی کنند، ما

پرواز را آموخته ایم بیا تا دور دست ترین قله ها

پرواز کنیم و دل انگیز ترین آواز را سر دهیم

من، رویایی دارم، به رنگ راز آلود ترین غروب و

طعم عجیب ترین سکوت شوق بودن با تو از

من آدمی ساخته که غروبها را می فهمد و

تنهایی درختها را احساس می کند شوق بودن ب

ا تو هر روز ویرانم می کند تو هم می دانی،

عاقبت چگونه خواهم سوخت در آتشی که گرما

بخش زندگی توست
دیدگاه ها (۳)

در کودکي پاکن هايي ز پاکي داشتيم يک تراش سرخ لاکي داشتيم کيف...

الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنن ما را توفیق بده قرآن را ...

ﺗﻨﻬﺎﺋﻴﻢ ﺭﺍ ﺭﺝ ﺑﻪ ﺭﺝ ﻣﯽ ﺷﻜﺎﻓﻢ ﻭ ﮊﺍﻛﺘﯽ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺷ...

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣﺒﻬ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

دیوارها هرقدر هم بلند باشند اسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخ...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند.. ما پرواز را آموخ...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

ابجی فدااااااا......دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنن...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط