{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، 

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، 

ما پرواز را آموخته ایم بیا تا دور دست ترین قله ها پرواز کنیم

و دل انگیز ترین آواز را سر دهیم من،رویایی دارم، به رنگ راز آلود ترین غروب و طعم عجیب ترین سکوت

شوق بودن با تواز من آدمی ساخته که غروبها را می فهمد و تنهایی درختها را احساس می کند

شوق بودن با تو هر روز ویرانم می کندتو هم می دانی، عاقبت چگونه خواهم سوخت در آتشی که گرما بخش زندگی توست

آخرین آواز را سر می دهم:

به دیوارها دل مبند
دیدگاه ها (۹)

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غ...

بوی  تو را می آرد با خود باد که از سمت فاصله ها وجاده های خی...

اولین و آخرین دختری که بخواهم جلویش زانو بزنم ...دخترمــ خوا...

گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــدکـفـــش هـاشـ را دربـیـــ...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند.. ما پرواز را آموخ...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشند اسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخ...

ابجی فدااااااا......دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنن...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

دیوارها هرقدر هم بلند باشند اسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخ...

دیوارها هرقدر هم بلند باشنداسیرت نمی کنند، ما پرواز را آموخت...

رضا حدادیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط