{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

کو رفیق راز داری! کو دل پر طاقتی 

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی 

تا نسیم از شرح عشقم با خبر شد، مست شد

غنچه ای در باد پر پر شد ولی کو غیرتی 

گریه می کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند

دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی 

روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی 

بس که دامان بهاران گل به گل پژمرده شد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی 

من کجا و جرات بوسیدن لب های تو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی
دیدگاه ها (۷)

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﮐﺘﺮﮐﻪ ﻣﯽ ...

مثل نامه ای ولیتوی هیچ پاکتیجا نمی شویجعبه ی جواهریقفل نیستی...

ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥﭼﺮﺍ ...

یه روزی عاشقت شدم بچه بودیم یادش بخیرهیشکی نفهمید حالمو حتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط