"شبیهِ برگِ زردی که وَبالِ شاخه ای مانده
"شبیهِ برگِ زردی که وَبالِ شاخه ای مانده
دوام آوردم اما کاش راهِ دیگری هم بود"🥲
#دلنویس
گاهی آدم، وسطِ بزرگترین شلوغیهای دنیا، چنان تنهاست که گویی در یک سالنِ تاریک و بیانتها نشسته است. درد این نیست که کسی نیست صدایت را بشنود؛ درد اینجاست که میدانی دیگر هیچکس، حتی خودت، حوصلهی تکرارِ خاطرات را ندارد. ما مثل برگهایی هستیم که از شاخه کنده شدهایم؛ خیالِ بازگشت به بهار را در سر داریم، اما خوب میدانیم که باد، ما را به سمتِ خاکستریِ فراموشی میبرد. چه تلخ است آدم در میانِ خاطراتِ کسی که رفته، پیر شود و هر روز برای صدایی که دیگر نمیآید، صندلیِ خالی نگه دارد.
#دلنوشته_خاص
#کپی_ممنوع🚫
#حرفهاییهستبراینگفتن
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دوام آوردم اما کاش راهِ دیگری هم بود"🥲
#دلنویس
گاهی آدم، وسطِ بزرگترین شلوغیهای دنیا، چنان تنهاست که گویی در یک سالنِ تاریک و بیانتها نشسته است. درد این نیست که کسی نیست صدایت را بشنود؛ درد اینجاست که میدانی دیگر هیچکس، حتی خودت، حوصلهی تکرارِ خاطرات را ندارد. ما مثل برگهایی هستیم که از شاخه کنده شدهایم؛ خیالِ بازگشت به بهار را در سر داریم، اما خوب میدانیم که باد، ما را به سمتِ خاکستریِ فراموشی میبرد. چه تلخ است آدم در میانِ خاطراتِ کسی که رفته، پیر شود و هر روز برای صدایی که دیگر نمیآید، صندلیِ خالی نگه دارد.
#دلنوشته_خاص
#کپی_ممنوع🚫
#حرفهاییهستبراینگفتن
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
- ۴۳۰
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط