{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدرِ آدمهای امنِ زندگیم را میدانم

قدرِ آدمهای امنِ زندگیم را میدانم
همین کسانیکه با تماس‌های گاه و بیگاه شان
با پرسیدنِ حالم یک دنیا دوستت دارم را پشت طنینِ صدای پر مهرشان قایم میکنند و تقدیم دلم می کنند...
وقتهایی که تو فکرم و اتفاقی نگاهم به نگاهشان گره میخورد چشمکی میزنند و سرشان را به نشانه ی فهمیدن حالم تکان میدهند و با نگاهشان به من حالی میکنند که خیالت تخت من هستم
بعداً همه وجودم گوش میشود برای شنیدن حرفهایت، فعلا این لحظه را داشته باش...
وقت هایی که عکس قشنگ میبیند
یا متنی قشنگ میخوانند،به مکانی که مورد علاقه ی من هست میروند برایم می فرستند و میگویند یاد تو افتادیم...
یا وقتی که در بستر بیماری بودم در قابلمه ی غذایشان سبد سبد محبت ریختند و مرا غرق شادی کردند...
من قدردانِ کسانی هستم که حاضرند تمام کارهایشان را کنار بگذارند ،کنارم بنشینند و در چشمانم چشم بدوزند و دوقلپ چای با طعم همدلی را کنارم بنوشند....
و من عاشق پرتویِ پر مهرِ آدم های اطرافم هستم که بی دریغ بر وجود من‌ میتابد...
و میخواهم به سرمایه های بزرگ زندگیم بگویم که حواسم هست که هوایم را دارید
و چقدر خرسندم برای داشتنتان و به خود میبالم..
دیدگاه ها (۱)

قدرِ آدمهاۍ امنِ زندگیمـ را میدانمـ... همین ڪسانیڪه با تماس...

در رستوران بودم که میز بغلی توجه‌م را جلب کرد. زن و مرد میان...

حر؋ـ هاے نا گـ؋ـته༻p1حرف هایی که تبدیل به سکوت شد،نگاه های پ...

حر؋ـ هاے نا گـ؋ـته༻p1

دانشگاه مرگ پارت ۲۰

My love is a kingPart1))چند هفته پیش منو به عنوان یه خدمت کا...

امشب شب عروسیمه ، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست . رفتم تو اتا...

«پارت چهارم». «آرزوی من»تماس برقرار شد وشرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط