یکی بود ...یکی نبود ...

یکی بود ...یکی نبود ...
این داستان زندگی ماست ...
همیشه همین بوده یکی بود... یکی نبود...
در ذهن مان نمی گنجد با هم بودن ؛باهم ساختن؛ برای بودن یکی ،
باید دیگری نباشد!!!
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود :
که یکی بود ، دیگری هم بود
همه با هم بودندو ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نابود می کنیم ...
از عشق، از محبت ، از مهربانی!!!
انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست...
هیچ کس نمیداند ، جز ماهیچ کس نمی فهمد جز ما
و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ،
حتی برای زیستن !!!
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .
"هنر نبودن دیگری" ...
‎‌‌‌‎‌
دیدگاه ها (۸)

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

گاهی آدم آن‌قدر درگیر ساختن زندگی می‌شه که یادش می‌ره خودش ه...

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بودزرد و غمگین.مثل نامه‌ای ک...

کامل‌ترین سبک زندگی:۱- پس از مطالعه مکاتب، ادیان و ایسم‌های ...

بسم الله الرحمن الرحیم اگر به یگانگی رَوی، تقسیم به دو نمی‌ ...

اسدالله علم سالها قبل از انقلاب مرده است

بسم الله الرحمن الرحیم همه اش فکر فکر فکر! پس کو خود زندگی! ...

🎥 تداوم انفجار انبار مهمات در حومه حلببه نظر تمام زاغه‌های ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط