{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با من

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با من
گفتم که آشیان کو ؟ گفت آشیانه با من

گفتم که بی بهارم ؛ شوق ترانه ام نیست
گفتا بیا به گلشن ؛ شور ترانه با من

گفتم بهانه ای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا تو بال بگشا ، راه بهانه با من

گفتم به فصل پیری ، در من گلی نروید
گفتا که من جوانم ؛ فکر جوانه با من

گفتم که خان و مانم در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خود باش ، تدبیر خانه با من

گفتم به جرم شادی ، جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش ، جور زمانه با من

گفتم ز مهربانان ، روزی گریزم آخر..
گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من ... 💜
دیدگاه ها (۰)

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو گفت آشی...

...چون رود جـاری‌ام به سوی بیکرانه‌هاچون شبـنم نـشسته به برگ...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...یکشنبه 2 مهر 96فال روزانه متولدین ...

قربان ولیئی شاعر صحنه‌ای

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

بیچاره بچم ولی جونگ کوک.....😂😂😂😂😂😂😂

جمعه مبارک❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط