کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟
کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟
گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من
گفت: در ماندن تو
بلبلی گفت: و من
خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو
آه از آن آبادی که در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن
بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،
من و تو: بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در
خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده مان نیست، بدان🌷
گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من
گفت: در ماندن تو
بلبلی گفت: و من
خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو
آه از آن آبادی که در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن
بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،
من و تو: بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در
خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده مان نیست، بدان🌷
- ۶.۰k
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط