کوه پرسید ز رود زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟؟!!!!

گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من؟؟!!!!

گفت: در ماندن تو !!!!

بلبلی گفت: و من؟؟!!!!

خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو!!!!

آه از آن آبادی، که در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن

بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر،

من و تو: بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز در

خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست، بدان !!!!!!
دیدگاه ها (۱۰)

جشن تولد چهل سالگی کامبیز :-)

ﻣﻜﺎﻟﻤﻪ ﻟﻮ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺠﻴﺪﻯ ﻭ ﻛﺎﻧﺎﻭﺍﺭﻭ :+ ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻯ ﻛﺎﻧﺎﻭﺍﺭﻭ* ﺳﻼﻡ ، ...

تو بزن نقاره زن، اسیر آهنگ توام.. به امام رضا بگو بد جوری دل...

امروز سالگرد زمینی شدن بهترین فرشته ی دنیاس.... یعنی عشقم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط