{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میانِ خورشیدهای همیشه

میانِ خورشیدهای همیشه
زیباییِ تو
لنگری‌ست ــ
خورشیدی که
از سپیده‌دمِ همه ستارگان
بی‌نیازم می‌کند.
نگاهت
شکستِ ستمگری‌ست ــ
نگاهی که عریانیِ روحِ مرا
از مِهر
جامه‌یی کرد
بدانسان که کنونم
شبِ بی‌روزنِ هرگز
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است.
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روزِ دیگری‌ست ــ
آنک چشمانی که خمیرْمایه‌ی مِهر است!
وینک مِهرِ تو:
نبردْافزاری
تا با تقدیرِ خویش پنجه در پنجه کنم.
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم.
به جز عزیمتِ نا به هنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.
آیدا فسخِ عزیمتِ جاودانه بود.
میانِ آفتاب‌های همیشه
زیباییِ تو
لنگری‌ست ــ
نگاهت
شکستِ ستم‌گری‌ست ــ
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روزِ دیگری‌ست.

شهریور ۱۳۴۱#شاملو
دیدگاه ها (۱۱)

میانِ خورشیدهای همیشهزیباییِ تو لنگری‌ست ــخورشیدی ...

میان خورشید‌های همیشهزیبائی تولنگری‌ستخورشیدی کهاز سپیده‌دم ...

‌ميان خورشيدهای هميشه ،زيبايی تو ، لنگری ست ؛خورشيدی که از س...

میان خورشیدهای همیشهزیبایی ی تولنگری ست خورشیدی کهاز سپیده د...

ميان خورشيدهاى هميشهزیبائی تو لنگری ست خورشیدی کهاز سپیده دم...

و چشمانت با من گفتندکه فرداروز دیگری‌ستآنک چشمانی که خمیرمای...

میانِ آفتاب‌های همیشهزیباییِ تو لنگری‌ست ــنگاهت ...

میانِ آفتاب‌های همیشهزیباییِ تو لنگری‌ست ــنگاهت ...

میان آفتاب های همیشهزیبائی تولنگری ست -نگاهت شکست ستمگری ست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط