{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان خورشید‌های همیشه

میان خورشید‌های همیشه
زیبائی تو
لنگری‌ست
خورشیدی که
از سپیده‌دم همه ستارگان
بی‌نیازم می‌کند

نگاهت
شکست ستمگری‌ست
نگاهی که عریانی روح مرا
از مهر
جامه‌ئی کرد
بدان‌سان که کنونم
شب بی‌روزن هرگز
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است

و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست
آنک چشمانی که خمیرمایه مهر است
وینک مهر تو
نبردافزاری
تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
به‌جز عزیمت نا‌به‌هنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میان آفتاب‌های همیشه
زیبائی تو
لنگری‌ست
نگاهت
شکست ستمگری‌ست
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری‌ست
.
دیدگاه ها (۱)

بہنام صفوے.......... اسمے کھ از دیشب شِنیدَن مُکررش عجیب باع...

.............

.کنار لب های توملکوت را به آغوشم دعوت کردمبه اندامم سوگندبه ...

درود دوستان صبح تون لبریز عشق و آرامش

میانِ خورشیدهای همیشهزیباییِ تو لنگری‌ست ــخورشیدی ...

میانِ خورشیدهای همیشهزیباییِ تولنگری‌ست ــخورشیدی کهاز سپیده...

‌ميان خورشيدهای هميشه ،زيبايی تو ، لنگری ست ؛خورشيدی که از س...

میان خورشیدهای همیشهزیبایی ی تولنگری ست خورشیدی کهاز سپیده د...

ميان خورشيدهاى هميشهزیبائی تو لنگری ست خورشیدی کهاز سپیده دم...

میان آفتاب های همیشهزیبائی تولنگری ست -نگاهت شکست ستمگری ست ...

و چشمانت با من گفتندکه فرداروز دیگری‌ستآنک چشمانی که خمیرمای...

زيبائي تولنگري‌ستنگاهتشكست ستمگري‌ستو چشمانت با من گفتندكه ف...

میان آفتاب های همیشهزیبائی تو لنگریست نگاهت شکست ستمگری ست و...

میان آفتاب های همیشه!" زیبائی تو لنگریست"نگاهت شکست ستمگری س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط