نیست رنگی که بگوید با من

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ، سحر نزدیک است:

هر دم این بانگ برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟
دیدگاه ها (۱)

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و ر...

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

عروس فراریp³''پانزده دقیقه بعد''''اتاق نشیمن عمارت''ا.ت روی ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تا قیامت می‌دهد گرمی به دنیا آتشمآفتا...

چند روز از آن شب گذشته بود.ات و تهیونگ بالاخره با هم حرف می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط