{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیخ رجبعلی خیاط (ره) میفرمود :

شیخ رجبعلی خیاط (ره) میفرمود :
در بازار بودم ...
اندیشه مکروهی در ذهنم گذشت ، بلافاصله استغفار کردم و به راهم ادامه دادم . قدری جلوتر شترهایی قطار وار از کنارم می‌گذشتند . ناگاه یکی از شترها لگدی انداخت که اگر خود را کنار نمی‌کشیدم ، خطرناک بود .
به مسجد رفتم و فکر میکردم همه چیز حساب دارد . این لگد شتر چه بود ...!؟
در عالم معنا گفتند : شیخ رجبعلی ! آن لگد نتیجه آن فکری بود که کردی !
گفتم : اما من که خطایی انجام ندادم ...
گفتند : لگد شتر هم که به تو نخورد ...!
قانون کارما در کائنات جریان دارد ... حتی یک تفکر منفی میتواند تاثیری منفی ایجاد کند ...
دیدگاه ها (۳)

جان زهرا(س) اینقدر آسان نبر نام حسین(ع)قلب مادر را نماید شعل...

حضرت علی اکبر(ع) ای که در حسن و خِرد شهرۀ عالم بودیاشبه النا...

◆پسر حزب اللهی ها بخونن انرژی بگیرن...خواهرا هم بخونن امید ب...

با تمام وجود گناه کردیم...ن نقشم را از ما گرفت...ن گناهمان ر...

"شیخ رجبعلی خیاط" تعریف میکند:اندیشه مکروهی در ذهنم گذشت.بلا...

شیخ رجبعلی خیاط

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود:در بازار بودم...اندیشه مکروهی در ذه...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: در بازار بودم...اندیشه مكروهی در ذ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط تعریف میکرد:در بازار بودم، اندیشه مكروهی در ...

شیخ رجبعلی خیاط می فرمود: در بازار بودم...اندیشه مكروهی در ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط