{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانیت

مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانیت
سلام و حالپرسی و شروع خوش‌زبانیت

فقط نه کوچه‌باغ ما ، فقط نه اینکه این محل ؛
احاطه کرده شهر را شعاع مهربانیت

دوباره عهد می‌کنی که نشکنی دل مرا
چه وعده‌ها که می‌دهی به رغم ناتوانیت

جواب کن به جز مرا ؛ صدا بزن شبی مرا
و جای تازه باز کن میان زندگانیت

بیا فقط خبر بده مرا قبول کرده‌ای
سپس سر مرا ببر به جای مژدگانیت

#کاظم_بهمنی
#پست_جدید #خاص #جذاب #زیبا #شیک #هنری #BEAUTIFUL_NICE
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیتسلام وحال پرسی و شروع خوش زبا...

مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیتسلام وحال پرسی و شروع خوش زبا...

مرا به خلسه میبرد  حضور ناگهانیتسلام وحال پرسی و شروع خوش زب...

مرا به خلسه می‌برد حضور ناگهانیتسلام و حال پرسی و شروع خوش ز...

#مرا‌به‌خلسه‌می‌برد‌حضور‌‌ناگهانیتسلام و حال پرسی و شروع خوش...

مرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیت سلام وحال پرسی و شروع خوش ز...

مــــرا به خلسه میبرد حضور ناگهانیتسلام وحال پرسی و شروع خو...

دوباره عهد میکنی که نشکنی دل مراچه وعده‌ها که می دهی به رغم ...

🌱🍒مرا به خلسه می برد حضور ناگهانی اتسلام و حال پرسی و شروع ِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط