{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز

بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید از آن دور از آن قله پر برف
آغوش کند باز همه مهر همه ناز
سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده دارد سر پرواز
پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا که سرود است و سرور است

فریدون مشیری ....
M
دیدگاه ها (۱)

خدایا ! من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان. گاه شکرگزارم، ...

درهرجغرافیایی که هستی،جهت هاتفاوتی ندارد،تمام دامنه های دلت ...

"صبح" یعنی بوی گل مریم که سراسر شب را پر کرده بود و حالا با...

سلام به همگیسلام به شما که بهترینید صبحتون بخیرSh&M

بگٖذار که برشاخه ی این صبح دلاویزبنشیـنم و از عشـق سـرودی بس...

بگذار، كه بر شاخه این صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرایم...

بگذار، که برشاخه ی این صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرای...

☀☀☀☀☀☀☀ @Poem_sense☀ بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز ...

بگذار ؛که بر شاخه این صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرایم...

بگذار، که بر شاخه این صبح دلاویزبنشینم و از عشق سرودی بسرایم...

بگذار، که بر شاخه این صبح دلاویز بنشینم واز عشق سرودی بسرایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط