🌹خلاصه زندگینامه امام حسن مجتبی(ع) _ بخش دوم...🌹
🌹خلاصه زندگینامه امام حسن مجتبی(ع) _ بخش دوم...🌹
* آغاز کارشکنی های معاویه:
امام (ع) كارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. امّا زمانى نگذشت كه مردم چون امام حسن (ع) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احكام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حركت به سوى كوفه تحریك نمودند و ضمانت كردند كه هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع) نزدیك شود، حسن را دست بسته تسلیم او كنند یا ناگهان او را بكشند.خوارج نیز به خاطر وحدت نظرى كه در دشمنى با حكومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همكارى كردند.
در برابر این عده منافق، شیعیان على (ع) و جمعى از مهاجر و انصار بودند كه به كوفه آمده و در آنجا سكونت اختیار كرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت كردند. امام حسن (ع) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال مى كرد كه من در حكومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ.
امام حسن (ع) در مسجد جامع كوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت به سوى (نخیله) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. بسیارى كسان دیگر نیز از او پیروى كردند
* تنهاترین سردار:
امام حسن(ع) عبیداللّه بن عباس را كه از خویشان امام و از نخستین افرادى بود كه مردم را به بیعت با امام حسن(ع) تشویق كرد، با دوازده هزار نفر به (مسكن) كه شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یك میلیون درهم كه نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود كشاند.
در نتیجه، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.پس از عبیداللّه بن عباس، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشكریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن(ع) را ضعیف نمودند. عده اى از كارگزاران معاویه كه به (مدائن) آمدند و با امام حسن(ع) ملاقات كردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع) در بین مردم شایع كردند. از طرفى یكى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن(ع) زد، به حدى كه استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. به هر حال وضعى براى امام حسن(ع) پیش آمد كه جز (صلح) با معاویه، راه حل دیگرى نماند
* پیشنهاد صلح معاویه:
معاویه وقتى وضع را مساعد یافت، به حضرت امام حسن(ع) پیشنهاد صلح كرد. امام حسن(ع) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح مختار نمود.
عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم(ع) را آزردند. سرانجام، پیشنهاد صلح معاویه، مورد قبول امام حسن(ع) واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود كه او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیكى آنها را یكى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد. در نتیجه، ماهیت ناپاك معاویه و عهد شكنى هاى او و عدم پاىبندى او به دین و پیمان بر همه مردم آشكار خواهد شد. امام حسن(ع) با پذیرش صلح از برادر كشى و خونریزى كه هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع) را به هر قیمتى هست، قطع كند، جلوگیرى فرمود.
* آغاز کارشکنی های معاویه:
امام (ع) كارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. امّا زمانى نگذشت كه مردم چون امام حسن (ع) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احكام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حركت به سوى كوفه تحریك نمودند و ضمانت كردند كه هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع) نزدیك شود، حسن را دست بسته تسلیم او كنند یا ناگهان او را بكشند.خوارج نیز به خاطر وحدت نظرى كه در دشمنى با حكومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همكارى كردند.
در برابر این عده منافق، شیعیان على (ع) و جمعى از مهاجر و انصار بودند كه به كوفه آمده و در آنجا سكونت اختیار كرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت كردند. امام حسن (ع) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال مى كرد كه من در حكومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ.
امام حسن (ع) در مسجد جامع كوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت به سوى (نخیله) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. بسیارى كسان دیگر نیز از او پیروى كردند
* تنهاترین سردار:
امام حسن(ع) عبیداللّه بن عباس را كه از خویشان امام و از نخستین افرادى بود كه مردم را به بیعت با امام حسن(ع) تشویق كرد، با دوازده هزار نفر به (مسكن) كه شمالى ترین نقطه در عراق هاشمى بود اعزام فرمود. امّا وسوسه هاى معاویه او را تحت تاثیر قرار داد و مطمئن ترین فرمانده امام را، معاویه در مقابل یك میلیون درهم كه نصفش را نقد پرداخت به اردوگاه خود كشاند.
در نتیجه، هشت هزار نفر از دوازده هزار نفر سپاهى نیز به دنبال او به اردوگاه معاویه شتافتند و دین خود را به دنیا فروختند.پس از عبیداللّه بن عباس، نوبت فرماندهى به قیس بن سعد رسید. لشكریان معاویه و منافقان با شایعه مقتول او، روحیه سپاهیان امام حسن(ع) را ضعیف نمودند. عده اى از كارگزاران معاویه كه به (مدائن) آمدند و با امام حسن(ع) ملاقات كردند، نیز زمزمه پذیرش صلح را بوسیله امام (ع) در بین مردم شایع كردند. از طرفى یكى از خوارج تروریست نیزه اى بر ران حضرت امام حسن(ع) زد، به حدى كه استخوان ران آن حضرت آسیب دید و جراحتى سخت در ران آن حضرت پدید آمد. به هر حال وضعى براى امام حسن(ع) پیش آمد كه جز (صلح) با معاویه، راه حل دیگرى نماند
* پیشنهاد صلح معاویه:
معاویه وقتى وضع را مساعد یافت، به حضرت امام حسن(ع) پیشنهاد صلح كرد. امام حسن(ع) براى مشورت با سپاهیان خود خطبه اى ایراد فرمود و آنها را به جانبازى و یا صلح مختار نمود.
عده زیادى خواهان صلح بودند. عده اى نیز با زخم زبان امام معصوم(ع) را آزردند. سرانجام، پیشنهاد صلح معاویه، مورد قبول امام حسن(ع) واقع شد ولى این فقط بدین منظور بود كه او را در قید و بند شرایط و تعهداتى گرفتار سازد كه معلوم بود كسى چون معاویه دیر زمانى پاى بند آن تعهدات نخواهد ماند و در آینده نزدیكى آنها را یكى پس از دیگرى زیر پاى خواهد نهاد. در نتیجه، ماهیت ناپاك معاویه و عهد شكنى هاى او و عدم پاىبندى او به دین و پیمان بر همه مردم آشكار خواهد شد. امام حسن(ع) با پذیرش صلح از برادر كشى و خونریزى كه هدف اصلى معاویه بود و مى خواست ریشه شیعه و شیعیان آل على (ع) را به هر قیمتى هست، قطع كند، جلوگیرى فرمود.
- ۳.۸k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط