{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پــاس و ویــزا و بلیــط نجــف و پیگیـری

پــاس و ویــزا و بلیــط نجــف و پیگیـری
صاحب صبر؛ بگو، دست مرا می گیری؟

#اربعین؛ کرب و بلا؛ کوله به دوش رفقا
کار روز و شب ما هم شده خوددرگیری
دیدگاه ها (۱۰)

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویمبا گلوی تشنه و با مشک ...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

🔘 داستان کوتاهبلدرچینی در مزرعۀ گندم لانه ساخته بود.او همیشه...

اگه هدف‌های بزرگی داری، ولی هم‌زمان کارهات رو عقب می‌ندازی، ...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

پارت⁸ویو فریتنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشس...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹²چون اواخر قرار داد بود، و به بخشد فروش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط