آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
صبر و آرام تواند به من مسکین داد

وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم

که عنان دل شیدا به لب شیرین داد....!
دیدگاه ها (۴)

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

ای که می خواهم تو را از هر نگاری بیشتربی قرار اَت می شوم در ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟عاش...

the end-part 2

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿یا رب آیا تا کدامین لحظه باید سوختتا ...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط