این زن منو یاد مادر وهب می اندازه ک سر پسرشو انداختن جلوش

این زن منو یاد مادر وهب می اندازه ک سر پسرشو انداختن جلوش تو واقعه کربلا سرو گرفت پرت کرد جلوی لشکر دشمن و گفت ما چیزی را ک برای خدا داده ایم پس نخواهیم گرفت
دیدگاه ها (۰)

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

ما در هیچ حزب و گروهی عضو نیستیم.آقای داماد فریدون:به نکات ذ...

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: از توافق عربستان، ترکیه ...

🎬; 𝐃𝐮𝐩𝐥𝐢𝐜𝐢𝐭𝐲 ²⁰⁰⁹" نـیـرنـگ "انـسـانـهـا هـر چـقـدر حـقـیـر ...

#عشق_ممنوعه_شبپارت نهم | رازی که مخفی بودزن مرموز کنار در ای...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

گوش به #فرمان رهبریممطیع امر رهبریم تا زنده ایم رزمنده ایم ر...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

قسمت ۸(بخش دو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط