{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک

نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست روبه‌رو من داشتیم شام می خوردیم که پسر عموی کوک پاشو به پاهام مالید و بهم چشمک زد زود گوشی برداشتم و به کوک با SMS گفتم کوک عصبانی شد و پاشد پسر عموش رو تا میخورد زد که همه با چشم های متعجب نگاه میکردند که
مامان کوک:جونگ کوک چی شده داری چیکار میکنی؟
کوک : این مرتیکه رو زن من چشم داره
زن عموی کوک : پسر من هرگز این کار رو نمی کنه چه برسه به یه زن باردار
کوک : آره حتما نمی کنه

کوک دستم رو گرفت و از خونه ی مامان اینای کوک رفتیم بیرون جونگ کوک درو واسم باز کرد سوار شدیم خیلی داشت تند میروند منم خیلی می ترسیدم
ات: کوک میترسم
کوک : الان آروم باش خونه هر چقدر خواستی جیغ بزن

این رو که گفت ترسیدم فکر کنم میخواد کتکم بزنه ولی من حامله ام حالا چیکار کنم
۱۰ مین بعد
رسیدیم خونه کوک زود اومد درو باز کرد منو براید بغلم کرد و برد تو اتاق منو پرت کرد رو تخت و .......

ادامه دارد
خ
م
ا
ر
ی
دیدگاه ها (۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

Borrowed Life PART:2همه خشکشون زد.^ لینا... درسته قبلاً به...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:③بخاطر اینکه حداقل از...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط