{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_شهید

#خاطرات_شهید
همسرم خیلی سفارش امیرعلی را می‌کرد. به من می‌گفت من وتوباید الگوی عملی برای فرزندمان باشیم. باید طوری تربیت شود که لیاقت سربازی امام زمان (عج) نصیبش شود. باید نماز خواندن، قرآن خواندن و ارادتش به اهل بیت را ازما الگو بگیرد.

همیشه به حال شهداغبطه می‌خورد. چه شهدای دفاع مقدس،چه شهدای مدافع حرم. هر بار که شهیدی می‌دیدیا به تشییع شهدا می‌رفت می‌گفت خوش به حالشان. حتی به بستگان شهید هم غبطه می‌خورد، می‌گفت خوش به حالشان که نسبتی با شهید دارند.

وقتی این ذوق و اشتیاقش را می‌دیدم چیزی نمی‌گفتم، راضی کردن من کار سختی نبود. عقاید وباورهای‌مان یکسان بودوهر دو دغدغه اسلام را داشتیم. نمی‌خواستیم دست دشمن به خاک و ناموس کشورمان بیفتد. رفت تا شیعه تنها و بی‌یار نماندهر چند نبودن‌هایش برایم سخت بوده اما خانواده‌اش آن‌قدر بزرگوار هستند که در نبودن‌های اکبر خیلی هوای من و امیرعلی را داشتند و جای خالی‌اش را با محبت‌های مادرانه و پدرانه‌شان پر می‌کردند

به روایت همسربزرگوارشهید
#شهید_اکبر_زوارجنتی

●ولادت:۱۳۶۳/۳/۲۲ تبریز
●شهادت ۱۳۹۷/۱/۲۰حملهٔ هوایی اسرائیل به پایگاهT4
دیدگاه ها (۰)

دو خاطره از بسیجی شهید حسن امیری(عموحسسن)👇👇خاطره اول: کربلای...

آخرین خبر : پایان ٣٠ سال فراق؛ شهید گمنامی که در خواب، هویتش...

خاطره ای از شهید علی عباس حسین پور شهیدی که نائب قهرمان دومی...

صلی الله علیک یا زینب کبری سلام الله علیها خاطره ای از شهید ...

شهیدی که بدنش با اسید هم از بین نرفت مجید ملا محمدی ماجرای ا...

❤ ️✨ محمدحسین خیلی #حسرت دوران دفاع مقدس را می‌خورد. با غبطه...

خوشحالی از خواب پریدماز آن روز به بعد مرتب با دوستانم، مزار ...

شهیدی که با اذانش، معجزه کرد! + صدااذان و تلاوتی کمتر شنیده ...

نمی دانم چرا باید اینجا را کند ...در آن اطراف پنجاه شهید پید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط