{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .


***

**نامجون **
کاغذها رو رها می‌کنه و به عکسِ روی گوشیش خیره می‌مونه. با انگشت روی صفحه می‌کشه و با صدای خسته زیر لب میگه: «کارها بی تو اصلاً پیش نمی‌ره... کاش الان اینجا بودی و فقط کنارم می‌نشستی.»

**جین**
کنسول رو پرت می‌کنه یه گوشه و توی خونه قدم می‌زنه. سکوتِ خونه کلافه‌ش کرده. جلوی آینه می‌ایسته و با حسرت زمزمه می‌کنه: «این خونه بدون تو فقط یه جای خالیِ بزرگه... کی برمی‌گردی که این سکوتِ لعنتی تموم شه؟»

**یونگی**
روی مبلِ استودیو دراز کشیده و چشم‌هاشو بسته. فقط به نبودنت فکر می‌کنه. با صدایی که به سختی شنیده میشه میگه: «خیلی سرده... کاش اینجا بودی تا این خستگی از تنم در می‌رفت. دلم واسه صدات تنگ شده.»

**جیهوپ**
گوشه اتاق نشسته و به دیوار خیره شده؛ دیگه خبری از اون انرژی همیشگی نیست. با بغضِ توی صداش میگه: «انگار یه تیکه از دنیام کمه... زودتر برگرد که بدون لبخندت اینجا خیلی تیره و تاره.»

**جیمین**
کنار پنجره ایستاده و گوشیش دستشه. نمی‌تونه دلتنگیش رو پنهان کنه. خیلی نرم میگه: «دلم برای لحظه‌هایی که کنارت می‌خندیدم پر می‌کشه. کاش الان فقط پیشم بودی، همین.»

**تهیونگ**
عکس‌های قدیمی رو ورق می‌زنه. گوشی رو می‌ذاره روی سینه‌اش و نفس عمیقی می‌کشه: «عکس‌هات دیگه آرومم نمی‌کنه. دلم واسه گرما و حضور خودت تنگ شده... خیلی تنهام.»

**جونگ‌کوک **
کیسه‌بوکس رو ول کرده و یه گوشه نشسته. کلافه‌ست. با صدایی که نشون میده چقدر کم آورده میگه: «هر چقدر سعی می‌کنم حواسم رو پرت کنم، باز فقط به تو فکر می‌کنم. زودتر بیا که دیگه هیچ‌چی بدون تو مزه نمیده.»

***
دیدگاه ها (۱)

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

وقتی بعد یه روز کاری سخت و خسته کننده برمیگردی خونه

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

یه نکته هم راجبه ایشون باید اضافه کنم !دیدین می یاد توییت می...

💢دیروز در تهرانسر، یه مرد میره سرکار یه کاری واسش پیش میاد و...

اینجا تو لایوشون جنی خیلی کم حرف می‌زدهمش چشماش پر بود،انگار...

𝗦𝗖𝗘𝗡𝗔𝗥𝗜𝗢مجازات_یک_ماهه#سناریو───────────────────────────سانز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط