سناریو
سناریو
موضوع : وقتی که قهر میکنید .
***
**نامجون:**
نشسته رو مبل و کلافه کتاب ورق میزنه، ولی مدام حواسش به توئه. کلافه از این سکوت، یه تکه کاغذ برمیداره، مینویسه و میندازه جلوت: «بابا بیخیال دیگه... من بدون صدات کلافهام، بیا آشتی کنیم.»
**جین:**
اولش میخواد کلاس بذاره و مثلاً بیتفاوت باشه، ولی دووم نمیاره! وقتی از جلوش رد میشی، یه جوک بیمزه میپرونه تا فقط لبخند رو لبت بیاره و یخِ بینتون آب بشه. بعدم میگه: «خب دیگه بسه، صورتت چروک شد از بس اخم کردی!»
**یونگی:**
سکوتِ سنگین... ترجیح میده بره تو استودیو تا فضا آروم بشه. ولی وقتی برمیگرده، بدون اینکه حرف خاصی بزنه، خوراکی مورد علاقهات رو میذاره رو میز و زیرلبی با اون صدای بمش میگه: «دیگه قهر نکن دیگه، کلافهام کردی... ببخشید.»
**جیهوپ:**
هوسوکِ همیشه پرانرژی، تو قهر انگار دنیا رو سرش خراب کردن. یه گوشه کز میکنه، هی با چشمای مظلوم و خیس نگات میکنه تا خودت طاقت نیاری، بری سمتش و بغلش کنی.
**جیمین:**
اصلاً بلد نیست قهر بمونه! هی مثل جوجه دور و برت میپره، گوشه لباست رو میکشه و با صدای لوس و نازک میگه: «خب بابا ببخشید دیگه... توبه کردم! دلت میآاد انقدر غصهام رو ببینی؟»
**تهیونگ:**
تهیونگ قهر که میکنه میره تو اتاقش هدفون میذاره نقاشی میکشه. ولی وقتی برای آب خوردن میاد بیرون، چنان با چشمای خمار و ناراحت زل میزنه بهت که خودت خجالت میکشی، میری جلو و میگی: «باشه بابا، بیا آشتی!»
**جونگکوک:**
اولش با پررویی تمام میشینه پای پلیاستیشن و مثلاً اهمیتی نمیده. ولی وقتی میبینه خیلی طول کشید، دست از بازی میکشه، میاد پشت سرت، دستاش رو دور کمرت حلقه میکنه و با صدای خشدارِ بمش میگه: «خب بابا تسلیم... دلم واسهت تنگ شده بود، تمومش کن دیگه.»
***
موضوع : وقتی که قهر میکنید .
***
**نامجون:**
نشسته رو مبل و کلافه کتاب ورق میزنه، ولی مدام حواسش به توئه. کلافه از این سکوت، یه تکه کاغذ برمیداره، مینویسه و میندازه جلوت: «بابا بیخیال دیگه... من بدون صدات کلافهام، بیا آشتی کنیم.»
**جین:**
اولش میخواد کلاس بذاره و مثلاً بیتفاوت باشه، ولی دووم نمیاره! وقتی از جلوش رد میشی، یه جوک بیمزه میپرونه تا فقط لبخند رو لبت بیاره و یخِ بینتون آب بشه. بعدم میگه: «خب دیگه بسه، صورتت چروک شد از بس اخم کردی!»
**یونگی:**
سکوتِ سنگین... ترجیح میده بره تو استودیو تا فضا آروم بشه. ولی وقتی برمیگرده، بدون اینکه حرف خاصی بزنه، خوراکی مورد علاقهات رو میذاره رو میز و زیرلبی با اون صدای بمش میگه: «دیگه قهر نکن دیگه، کلافهام کردی... ببخشید.»
**جیهوپ:**
هوسوکِ همیشه پرانرژی، تو قهر انگار دنیا رو سرش خراب کردن. یه گوشه کز میکنه، هی با چشمای مظلوم و خیس نگات میکنه تا خودت طاقت نیاری، بری سمتش و بغلش کنی.
**جیمین:**
اصلاً بلد نیست قهر بمونه! هی مثل جوجه دور و برت میپره، گوشه لباست رو میکشه و با صدای لوس و نازک میگه: «خب بابا ببخشید دیگه... توبه کردم! دلت میآاد انقدر غصهام رو ببینی؟»
**تهیونگ:**
تهیونگ قهر که میکنه میره تو اتاقش هدفون میذاره نقاشی میکشه. ولی وقتی برای آب خوردن میاد بیرون، چنان با چشمای خمار و ناراحت زل میزنه بهت که خودت خجالت میکشی، میری جلو و میگی: «باشه بابا، بیا آشتی!»
**جونگکوک:**
اولش با پررویی تمام میشینه پای پلیاستیشن و مثلاً اهمیتی نمیده. ولی وقتی میبینه خیلی طول کشید، دست از بازی میکشه، میاد پشت سرت، دستاش رو دور کمرت حلقه میکنه و با صدای خشدارِ بمش میگه: «خب بابا تسلیم... دلم واسهت تنگ شده بود، تمومش کن دیگه.»
***
- ۱۱۸
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط