{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این دلِ شکسته به غیر از شراره نیست

در این دلِ شکسته به غیر از شراره نیست

همراهِ من به جز ، جگرِ پاره پاره نیست

می ریزد از دو چشمِ ترم ، اشکِ بی کسی

دیگر به آسمانِ دلم ، یک ستاره نیست

خونِ خدا ! تو مرگِ مرا از خدا بخواه

(در کارِ خیر ، حاجتِ هیچ استخاره نیست)

دریای غم ، گرفته رهم را ز چار سو

بر هر طرف که دیده گشایم ، کناره نیست

تاب و توان نمانده که گویم چه ها گذشت

تابِ سخن کجا؟ که توان اشاره کرد

ای گوشوارِ عرش ، ز جا خیز و خود ببین

بر گوشِ دخترانِ تو ، یک گوشواره نیست

یک جرعه آب خورده رباب و هزار حیف

شیر آمده به سینه ، ولی شیرخواره نیست

با اشکِ دیده ، غسلِ زیارت نموده ام

خوشتر ز قتلگاهِ تو ، دارُ الزّیاره نیست

با این سکوتِ خود ، به خدا می کُشی مرا

با من سخن بگو ، دلم از سنگِ خاره نیست.
دیدگاه ها (۵)

مهدى بیا كه رفـتنیَم، راهِ چـاره نیست 😭🏴 جُز تو، ب...

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردمبرای غربت دل فکر چاره می‌کرد...

سلام مولای مهربانم مهدی بیا که رفتنیَم، راهِ چاره نیست جُز ...

راهی‌ست راه عشق که هیچش کناره نیستآن‌جا جز آن که جان بسپارند...

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیستآنجا جز آن که جان بسپارند چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط