شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردم

شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردم

برای غربت دل فکر چاره می‌کردم

به دانه‌های چو تسبیحِ اشک، در دستم

برای آمدنت استخاره می‌کردم

نماز عاشقی من شکسته شد اما

سلام بر تو ز دارالاماره می‌کردم

من از محلّه آهنگران بی‌احساس

گذر نمودم و دل پر شراره می‌کردم

یکی سفارش تیر شعبه‌ای می‌داد

دعا برای سر شیرخواره می‌کردم

غریب‌تر ز دلم روزگار چون می‌خواست

به کودکان غریبم اشاره می‌کردم
دیدگاه ها (۳)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

سـکـانـس اول :عـلـی بـرای ازدواج بـا زهــرا, سـپـرَش را فـرو...

🏴 🕊 دل غریب من از گردش زمانه گرفتبه یاد غربت زهرا شبی بهانه ...

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشتسحر چو می‌شد از آن کو به ن...

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت<سحر چو می‌شد از آن کو به ...

شاملو

اینک موج سنگین گذر زماناینک موج سنگین گذر زمان است که در من ...

در هفت آسمان چو نداری ستاره‌ایای دل کجا روی که بود راهِ چاره...

سلام مولای غریبمگفتند صبح آمدنت صبح دیگری‌‌ستصبحی که در ادام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط