{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردم

شبی که دیده خود پر ستاره می‌کردم

برای غربت دل فکر چاره می‌کردم

به دانه‌های چو تسبیحِ اشک، در دستم

برای آمدنت استخاره می‌کردم

نماز عاشقی من شکسته شد اما

سلام بر تو ز دارالاماره می‌کردم

من از محلّه آهنگران بی‌احساس

گذر نمودم و دل پر شراره می‌کردم

یکی سفارش تیر شعبه‌ای می‌داد

دعا برای سر شیرخواره می‌کردم

غریب‌تر ز دلم روزگار چون می‌خواست

به کودکان غریبم اشاره می‌کردم
دیدگاه ها (۳)

The Joke That Broke Us

سـکـانـس اول :عـلـی بـرای ازدواج بـا زهــرا, سـپـرَش را فـرو...

شعر رهبر انقلاب در مورد شلمچه ز آه سینه سوزان ترانه می س...

🏴 🕊 دل غریب من از گردش زمانه گرفتبه یاد غربت زهرا شبی بهانه ...

سنگ صبور چشمک زند به بخت سیاهم ستاره ای داده ست روشنی به شب...

در هفت آسمان چو نداری ستاره‌ایای دل کجا روی که بود راهِ چاره...

شاملو

اینک موج سنگین گذر زماناینک موج سنگین گذر زمان است که در من ...

دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشتسحر چو می‌شد از آن کو به ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط