بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مجلس 148
هیزم فروش
روزی حضرت داوود علیه السلام عرضه داشت خدایا همنشین من در بهشت کیه؟ جواب آمد به اولین رهگذری که در راه به او میرسی، او همنشین تو در بهشت است.
اولین رهگذر مردی بود که هیزم بر دوشت داشت و به راهی میرفت. حضرت داوود علیه السلام به او نزدیک شد و پس از سلام، خدا قوتی به او گفت و از او سؤال کرد؛ این هیزمها را به کجا میبری؟! گفت: شغل من هیزم فروشی است، این هیزمها را به بازار میبرم و میفروشم و دو سهم از پول آنرا به مادرم میدهم و دو سهم از پول آنرا به فقراء میدهم و دو سهم از پول آنرا برای خانواده و امرار معاش خود استفاده میکنم.
حضرت داوود علیه السلام او را مژده داد و به او گفت؛ تو همنشین من در بهشت هستی و حالا ما با هم دوست هستیم و هر روز پیش من بیا تا برای تو مقرری قرار دهم، مرد هیزم فروش قبول نکرد و به حضرت داوود علیه السلام گفت: اگر من مقامی دارم به خاطر همین زحمت و رنجی است که میکِشم و خدا را شاکرم. و اگر چیزی از شما قبول کُنم، دیگر جایگاهی پیش خدا نخواهم داشت. « بحارالانوار »
سلامتی و فرج آقا امام زمان (عج) صلوات ...
مجلس 148
هیزم فروش
روزی حضرت داوود علیه السلام عرضه داشت خدایا همنشین من در بهشت کیه؟ جواب آمد به اولین رهگذری که در راه به او میرسی، او همنشین تو در بهشت است.
اولین رهگذر مردی بود که هیزم بر دوشت داشت و به راهی میرفت. حضرت داوود علیه السلام به او نزدیک شد و پس از سلام، خدا قوتی به او گفت و از او سؤال کرد؛ این هیزمها را به کجا میبری؟! گفت: شغل من هیزم فروشی است، این هیزمها را به بازار میبرم و میفروشم و دو سهم از پول آنرا به مادرم میدهم و دو سهم از پول آنرا به فقراء میدهم و دو سهم از پول آنرا برای خانواده و امرار معاش خود استفاده میکنم.
حضرت داوود علیه السلام او را مژده داد و به او گفت؛ تو همنشین من در بهشت هستی و حالا ما با هم دوست هستیم و هر روز پیش من بیا تا برای تو مقرری قرار دهم، مرد هیزم فروش قبول نکرد و به حضرت داوود علیه السلام گفت: اگر من مقامی دارم به خاطر همین زحمت و رنجی است که میکِشم و خدا را شاکرم. و اگر چیزی از شما قبول کُنم، دیگر جایگاهی پیش خدا نخواهم داشت. « بحارالانوار »
سلامتی و فرج آقا امام زمان (عج) صلوات ...
- ۹۷۹
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط