(Part26)
(Part26)
15 سال دروغ..
فصل دوم..
24فوریه2030
ساعات:6:16(عصر)
تهیونگ شروع به توضیح میکند"فستیوال های مدرسه اینجوریکه20 روز هستش و در هر روز یکی از اعضا خودشو ثابت میکنه ولی مهم ترین بحش تو فستیوال بخش اصلیش مبارزاته که همه خودشونو تو اون ها ثابت میکنن حتی شاه والیسی هم تو این مبارزات شهرت پیدا کرد همه چی تو این فستیوال میتونه بهتون کمک کنه تا متیاز برای خودتون جمع کنید که کنسرت هم داره میتونی با گروه های دیگه هم همکاری کنی ولی در اخر امتیازت برای گروهت ثبت میشه! گروه شما بدنام ترین گروه تو مبارزست شاید خیلی ها ندونن ولی وایسی هیچ وقت قرار نبوده شاه باشه اون یه برادر بزرگتر وطبق گفته مردم قوی تر داشته ولی والیسی تاریخی ترین چیز ها رو تمدرسه انجام داده که حتی هزار سال بعدد کسی قادر به انجام اونا نبوده ود نهایت اون ولیعد رو میکشه وخودش شاه میشه البته این حرف هیچ وقت نتونسته به اثبات برسه و والیسی زیر بار این حرف نرفته" پس این فستیوال خیلی مهم است منظور تهیونگ اینه که شاه میتونه تو این مدرسه عوض شد نگاهی به جونگکوک میندازم که داره به حرف های تهیونگ گوش میده وسوال میکنم"اولین مراسم کیه ؟وچیه؟"
_1 مارس وخوانندگی یه من شرکت نمیکنم..
_چه قدر کم وقت دایم چرا هیچی زودتر نگفتی؟ چرا شرکت نمیکنی؟
لبخندی میزند"فکر کردم میدونی" وبعد در افکارم غرق میشود درسته که من خواننده خوبی هستم و میتوانم از صددرصد نجوا ها استفاده کنم این یعنیاحتمال بردم خیلی بالاستنگاهی به جونگکوک تنداختم"تو که حتما باید شرکت کنی ولی به نظرم تنها آهنگی که میتونه برای این کنسرت مناسب باشه مال تو آهنگ seven باشه"تهیونگ سری به عنوان قبول کردن حرفم تکان میدهد جنگکوک چشمانش برق میزند وبهم نگاه میکند"پس تو آهنگ های منو گوش میدی؟"اوه نه این حرف نباید از دهنم بیرون می اومد"خوب دوستم گوش میکرد منم از همون جا یاد گرفتم ولی به جای اون دختره کی با هات بخونه؟" دستی تکان میدهد"معلومه فقط آهنگ رو گوش دادی تاحلا به کنسرت من نیومدی اون دختر که همیشه با من به کنسرت ها نمیاد صدای اون ضبط شده" تهیونگ نگاهی به ما دو تا می اندازد"امتیازات به گروهتون برمیگرده در نتیجه باید با گروهتون تصمیم بگیرید
نگاهی به هردوی آنها می اندازم و میگویم"من یه پیشنهادی دارم به نظرم یکم از آهنگ رو عوض کنید مثلا جوری باشه که تو تهیونگ باهم باشید"
..ساعت:7:10(عصر خوابگاه بال های سیاه)
الان خوبگاه16 نفر است همه روی زمین نشسته اند و به حرف سال بالای گوش میدهند"الان اسمت هاتون رو برای شرکت در تمام رو یداد ها یاداشت میکنم و لی فعلا اولین رومیداد یعنی خوانندگی لطفا کسی باشه که حداقل بتونه از نجوای30 استفاده کنه"نگاهی به اطاف مییکنم هیچکس دستش را بلند نمیکند الا که کنار من نشسته انگار اصلا از فستیوال خوشش نمی آید دستم را بالا میبرم به نظرم دیگه وقتشه هویت خودمو فاش کنم زمینه سازی کردم ونقطه ضعف های جونگ هی را هم پیدا کردم با لحنی پرنسس وار و استوار میگویم"من لتیشیا والیسیوونا در فستیوال خوانندگی حضور پیدا میکنم" همه چشمانش گشاد میشود ونفس ها بند می آید لبخندی پر غرور میزنم پسر که اسم من را یاداشت میکند و به نفر بعدی اشاره میکند سرم را میچرخانم وجونگکوک را میبینم که پشت من نشسته"من جئون جونگکوک شاهزاده دورگه در این مسابقه شرکت میکنم"باز هم نفس ها قطح میشود... ادامه دارد..
15 سال دروغ..
فصل دوم..
24فوریه2030
ساعات:6:16(عصر)
تهیونگ شروع به توضیح میکند"فستیوال های مدرسه اینجوریکه20 روز هستش و در هر روز یکی از اعضا خودشو ثابت میکنه ولی مهم ترین بحش تو فستیوال بخش اصلیش مبارزاته که همه خودشونو تو اون ها ثابت میکنن حتی شاه والیسی هم تو این مبارزات شهرت پیدا کرد همه چی تو این فستیوال میتونه بهتون کمک کنه تا متیاز برای خودتون جمع کنید که کنسرت هم داره میتونی با گروه های دیگه هم همکاری کنی ولی در اخر امتیازت برای گروهت ثبت میشه! گروه شما بدنام ترین گروه تو مبارزست شاید خیلی ها ندونن ولی وایسی هیچ وقت قرار نبوده شاه باشه اون یه برادر بزرگتر وطبق گفته مردم قوی تر داشته ولی والیسی تاریخی ترین چیز ها رو تمدرسه انجام داده که حتی هزار سال بعدد کسی قادر به انجام اونا نبوده ود نهایت اون ولیعد رو میکشه وخودش شاه میشه البته این حرف هیچ وقت نتونسته به اثبات برسه و والیسی زیر بار این حرف نرفته" پس این فستیوال خیلی مهم است منظور تهیونگ اینه که شاه میتونه تو این مدرسه عوض شد نگاهی به جونگکوک میندازم که داره به حرف های تهیونگ گوش میده وسوال میکنم"اولین مراسم کیه ؟وچیه؟"
_1 مارس وخوانندگی یه من شرکت نمیکنم..
_چه قدر کم وقت دایم چرا هیچی زودتر نگفتی؟ چرا شرکت نمیکنی؟
لبخندی میزند"فکر کردم میدونی" وبعد در افکارم غرق میشود درسته که من خواننده خوبی هستم و میتوانم از صددرصد نجوا ها استفاده کنم این یعنیاحتمال بردم خیلی بالاستنگاهی به جونگکوک تنداختم"تو که حتما باید شرکت کنی ولی به نظرم تنها آهنگی که میتونه برای این کنسرت مناسب باشه مال تو آهنگ seven باشه"تهیونگ سری به عنوان قبول کردن حرفم تکان میدهد جنگکوک چشمانش برق میزند وبهم نگاه میکند"پس تو آهنگ های منو گوش میدی؟"اوه نه این حرف نباید از دهنم بیرون می اومد"خوب دوستم گوش میکرد منم از همون جا یاد گرفتم ولی به جای اون دختره کی با هات بخونه؟" دستی تکان میدهد"معلومه فقط آهنگ رو گوش دادی تاحلا به کنسرت من نیومدی اون دختر که همیشه با من به کنسرت ها نمیاد صدای اون ضبط شده" تهیونگ نگاهی به ما دو تا می اندازد"امتیازات به گروهتون برمیگرده در نتیجه باید با گروهتون تصمیم بگیرید
نگاهی به هردوی آنها می اندازم و میگویم"من یه پیشنهادی دارم به نظرم یکم از آهنگ رو عوض کنید مثلا جوری باشه که تو تهیونگ باهم باشید"
..ساعت:7:10(عصر خوابگاه بال های سیاه)
الان خوبگاه16 نفر است همه روی زمین نشسته اند و به حرف سال بالای گوش میدهند"الان اسمت هاتون رو برای شرکت در تمام رو یداد ها یاداشت میکنم و لی فعلا اولین رومیداد یعنی خوانندگی لطفا کسی باشه که حداقل بتونه از نجوای30 استفاده کنه"نگاهی به اطاف مییکنم هیچکس دستش را بلند نمیکند الا که کنار من نشسته انگار اصلا از فستیوال خوشش نمی آید دستم را بالا میبرم به نظرم دیگه وقتشه هویت خودمو فاش کنم زمینه سازی کردم ونقطه ضعف های جونگ هی را هم پیدا کردم با لحنی پرنسس وار و استوار میگویم"من لتیشیا والیسیوونا در فستیوال خوانندگی حضور پیدا میکنم" همه چشمانش گشاد میشود ونفس ها بند می آید لبخندی پر غرور میزنم پسر که اسم من را یاداشت میکند و به نفر بعدی اشاره میکند سرم را میچرخانم وجونگکوک را میبینم که پشت من نشسته"من جئون جونگکوک شاهزاده دورگه در این مسابقه شرکت میکنم"باز هم نفس ها قطح میشود... ادامه دارد..
- ۲۶.۴k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط