( شعر از خودم)
( شعر از خودم)
ای جان جانان جان جان، جانان به قربانت بیا*
ای ماه تابان جهان ، دستم به دامانت بیا*
ای مرغ خوش الحان من، وی سرو در بستان من*
ای حور در رضوان من ، گر بود امکانت بیا*
حوری مهی در آسمان یا پادشه بر این جهان*
ای حور و مه وی پادشه ، عالم به فرمانت بیا*
صد فرش از صد گونه گل از بهر راهت بافتم*
گر فرش لایق نیستت چشمانم از آنت بیا *
گویند چون مهمان رسد ، باید کسی قربان شود*
جانم به قربانت شود ، با روی خندانت بیا *
ای شاه من وی ماه من ای خاک پایت چشم من*
بر این گدایت رحم کن با بذل و احسانت بیا*
ای راز من، وی ساز من ، ای دلبر تناز من*
چشمان ما را باز کن ، با نور تابانت بیا *
پر کن سبو را ساقیا ، سر کن همو را لالیا*
ای جان جانان جان جان، جان بسته بر جانت ییا *
( لطفا نظر دهید)
ای جان جانان جان جان، جانان به قربانت بیا*
ای ماه تابان جهان ، دستم به دامانت بیا*
ای مرغ خوش الحان من، وی سرو در بستان من*
ای حور در رضوان من ، گر بود امکانت بیا*
حوری مهی در آسمان یا پادشه بر این جهان*
ای حور و مه وی پادشه ، عالم به فرمانت بیا*
صد فرش از صد گونه گل از بهر راهت بافتم*
گر فرش لایق نیستت چشمانم از آنت بیا *
گویند چون مهمان رسد ، باید کسی قربان شود*
جانم به قربانت شود ، با روی خندانت بیا *
ای شاه من وی ماه من ای خاک پایت چشم من*
بر این گدایت رحم کن با بذل و احسانت بیا*
ای راز من، وی ساز من ، ای دلبر تناز من*
چشمان ما را باز کن ، با نور تابانت بیا *
پر کن سبو را ساقیا ، سر کن همو را لالیا*
ای جان جانان جان جان، جان بسته بر جانت ییا *
( لطفا نظر دهید)
- ۳.۸k
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط