{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنم

در تلاشم نازنینم ، شاد و خندانت کنم
دردها داری به دل ، با مهر درمانت کنم

تا شود راحت خیالت، رفع گردد مشکلت
گر بخواهی حاضرم ، جان را به قربانت کنم

دست گرمت را فشارم جان فشانم دررهت
گوهر عشق و سعادت را ، به دامانت کنم

عهد کردم تا شود ، اقبال و بختت سربلند
هر چه دارم در کف اخلاص ، احسانت کنم

در غم و شادی شریک و محرم رازت شوم
در دلم منزل کنی، در سینه مهمانت کنم

شاهد خوشبختی ات باشم همیشه هر مکان
با صبوری چاره ای ، بر یاس و حرمانت کنم

با تو بستم عهد الفت، تا نفس دارم به تن
گر نیاز افتد خودم را ، وقف پیمانت کنم
دیدگاه ها (۲)

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

صبر دل را چه کنم،چون تو قرارم باشیدیدگانم چه شود،اشک بهارم ب...

ازکنارم رفتی و پژمرده چون گلها شدمهمنشین ِ دردوغم باکوهی ازغ...

من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شومعاشق ِچشم ِقشنگ وطرحِ لبخندت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط