اورلورا
پارت۴
مادرن. خب غضه از اونجایی شروع شد که...
خدمتکار. خانم خانم پادشاه و ملکه سرزمین سایه ها به همراه پسرشون به قصر اومدن(نفس نفس میزنه چون دویده)
پدر. وای خدا رحم کنه
مادر. دخترم برو تو اتاق یه لباس خوشگل بپوش میکاپ کن هر وقت بهت گفتم بیا پایین
لورا. اخه مامان
پدر. لوراااا
لورا. چشم
ویو لورا
تا مادر خاست تعریف کنه اهههه اینا ایجا چی میخوان پدرم گفت برم تو اتاق رفتم تو یکی از اتاقا چه لباسای زیبایی اینجا هست یکیشون که زیاد زرق و برق نداشتو پوشیدم یه ارایش ملایم کردم و منتظر این بودم که پدرم صدام کنه یکم تو اتاقو گشتم تا رسیدم به یه دفتر خاطرات بازش کردم..
مادرن. خب غضه از اونجایی شروع شد که...
خدمتکار. خانم خانم پادشاه و ملکه سرزمین سایه ها به همراه پسرشون به قصر اومدن(نفس نفس میزنه چون دویده)
پدر. وای خدا رحم کنه
مادر. دخترم برو تو اتاق یه لباس خوشگل بپوش میکاپ کن هر وقت بهت گفتم بیا پایین
لورا. اخه مامان
پدر. لوراااا
لورا. چشم
ویو لورا
تا مادر خاست تعریف کنه اهههه اینا ایجا چی میخوان پدرم گفت برم تو اتاق رفتم تو یکی از اتاقا چه لباسای زیبایی اینجا هست یکیشون که زیاد زرق و برق نداشتو پوشیدم یه ارایش ملایم کردم و منتظر این بودم که پدرم صدام کنه یکم تو اتاقو گشتم تا رسیدم به یه دفتر خاطرات بازش کردم..
- ۱۰.۰k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط