اورلورا

پارت۴

مادرن. خب غضه از اونجایی شروع شد که...
خدمتکار. خانم خانم پادشاه و ملکه سرزمین سایه ها به همراه پسرشون به قصر اومدن(نفس نفس میزنه چون دویده)
پدر. وای خدا رحم کنه
مادر. دخترم برو تو اتاق یه لباس خوشگل بپوش میکاپ کن هر وقت بهت گفتم بیا پایین
لورا. اخه مامان
پدر. لوراااا
لورا. چشم
ویو لورا
تا مادر خاست تعریف کنه اهههه اینا ایجا چی میخوان پدرم گفت برم تو اتاق رفتم تو یکی از اتاقا چه لباسای زیبایی اینجا هست یکیشون که زیاد زرق و برق نداشتو پوشیدم یه ارایش ملایم کردم و منتظر این بودم که پدرم صدام کنه یکم تو اتاقو گشتم تا رسیدم به یه دفتر خاطرات بازش کردم..
دیدگاه ها (۸)

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی خانوادت مجبورت میکنن از کوک جدا بشی.«ویو ا.ت»...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁷کوک: دروغ گفتم و درضمن من از قصد لیا رو تو...

رمان

بی رحمی؟🥺پارت.¹⁴بالاخره گذشت و رسیدیم به عصر همه منتظر خانوا...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط