سناریو بلولاککککک(بلاخرههه🤣🗿)

سناریو بلولاک
موقعیت(اگه پریود باشیم و خوب گریه کنیم) پارت۱
><><><><><><><><><><><><><
ایساگی: اولش فکر میکنه کار اشتباهی کرده و اروم میاد میپرسه(چیشده؟ از چیزی ناراحتی؟) وقتی میفهمه پریودی اروم میبرتت توی اتاق و روت پتو میکشه و برات کلی دارو و چیزهایی که باعث میشه حالت بهتر شه میاره و میذاره استراحت کنی
اون روز به تمرین نرفت و حواسش به تو بود بود{جالبی اینجاست که رین برداشت زنگ زد به فحشش کشوند🗿🤣}
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
رین: مثل همیشه داشت خودشو اروم میکرد که صدای گریه تورو شنید و آمد پیشت و وقتی فهمید پریودی و داری اذیت میشی کمی از اون حالت بی روح و سنگ دلی میاد بیرون.نمی‌دونه دقیقاً چی باید بگه، ولی بی‌سر و صدا برات مسکن و آب یا یه چیز گرم میاره و پیشت میمونه{بچم رین از اوناییه که بلد نیست خیلی احساساتشو نشون بده ولی موندنش یعنی نگرانته پس برو خوشحالی کن یه همچین مردی کنارته}
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
سائه:مثل داداشش رینه اما خوب توی این شرایط خیلی نرم تر از رین عمل میکنه
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
باچیرا:با همون انرژی همیشگی امد پیشت که دید داری گریه میکنی و تعجب میکنه و میفهمه وقتی گریه میکنی پریودی یا ازش ناراحتی که وقتی ازت میپرسه تو میگی پریودی و باچیرا وقتی می‌فهمه حالت جدیه سعی میکنه انرژی شلوغش رو کم کنه. خیلی اروم و بامزه می‌گه:(اوووی…خیلی داغونی نه؟)بعد سعی می‌کنه هم بخندونت هم مراقبت کنه.مثلاً برات خوراکی میاره یا هعیی میاد بغلت میکنه یا با لحن بامزه و هیولاییش حواست رو پرت می‌کنه.
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
نیکو(کراش نویسنده🗿):بچم از همون اول میفهمه پریودی و سعی میکنه خیلی منطق رو نکشه وسط و اگه بخوای تنها باشی هم از اتاق میره بیرون اما اگه میخواستی پیشت باشه ساکت و اروم در کنارت میمونه اگه دید داری گریه میکنی هم آرومت میکنه{نویسنده غش کرد*
{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
ناگی: اولش شاید با همون حالت تنبل و آرومش نگاه کنه و بگه:(داری گریه می‌کنی…)
ولی وقتی بفهمه پریودی و درد داری، مهربون می‌شه و سعی میکنه خواب رو کنار بذاره.ببینه داره خوابت میبره اروم میاد و بغلت میکنه و نازت میکنه و باهات میخوابه.وقتی با درد بیدار میشی هر چی که میخوای رو برات میاره{عجیبه نه🗿؟)
{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
اینم از این بچه ها کم شد چون میخوام پارت دو هم بزارم براش و اونجا هم یه تعداد بنویسم
بدرود
میخواستم شرط بذارم ولی خوب منصرف شدم خواستید پارت ۲ مینویسم بهرحال عشق منید و لایک و فالو فراموش نکنید
دیدگاه ها (۱۹)

سناریو★ وقتی با گریه از بیرون میای و میپری بغلشون و فقط گریه...

سناریو

اگه دوست پسرمون باشن

سناریو BTS(وقتی پریودی درد داری)«نامجون: برات کتاب میخونه تا...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

وقتی جلوشون گریه میکنیم

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

سناریو bts(وقتی با موهاشون بازی میکنی)«نامجون: همینجوری که ب...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

عنوان: به عنوان دوست پسرت ( نیکولای گوگول)وقتی بیدار میشی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط