علامت های شخصیت های اصلی}

علامت های شخصیت های اصلی}
علامت ات ☆
علامت املی <مامان ات> ○
علامت فیلیکس<داداش ات> □
علامت جئون جونکوک ~
علامت لونا <دوست ات> ♤

✨️خودم و خودت✨️
✨️پارت سیزدهم✨️

ویو ات✨️

رفتم سر سفره و فیلیکس شروع کرد
اولش فکر کردم میخواد یه چیزی لو بده قلبم اومد توی دهنم🥺
که گفت
□: خب پس ات خانمم ام میخواد بره آلمان
○: چی کی ات؟
☆: عهههههههه بهت نگفتم مامان؟ یه نفر هست که شرکت داره دنبال یه نفره که مدیریت بخونه بخاطر همین چون منم مدیریت میخونم و سردر میارم داوطلب شدم که برم و هفته بعد ام قراره بریم
○: آها اوکی چقدرم خوب خیلی دوست داشتم ببینم دخترم بلاخره توی کارش موفق میشه
☆: قربونت
□: مامان چرا انقدر که با اون خوبی بامن خوب نیستی؟؟؟؟؟؟😤
☆: حسوددددددد😂
○: عهههه بیا بغلم پسرم😘
□: حسود ام خودتی ات😏
☆: هر هر😒
رفتم بخوابم که فردا سرحال برم قرارداد امضا کنم

<فلش بک به فردا صبح>

بلند شدم و لباسمو عوض کردم و یه وافل گذاشتم توی کیفم که توی راه به عنوان صبحونه بخورم و موهامو بستم و یه شلوار خیلی دمپای قهوه ای پوشیدم و یه لباس آستین بلند قهوه ای کمرنگ پوشیدم و عینکم رو زدم و یه کفش پاشنه بلد قهوه ای پوشیدم و یه میکاپ خیلی ساده کردم و رفتم
وقتی رسیدم یهو.........

#مهرسا
دیدگاه ها (۰)

پنهان عشق

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

bts

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

به زیباییه مشکی

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

فیک تهیونگ مافیایی

رمان

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط